مشاوره


بسم الله الرحمن الرحیم


با عرض سلام و خوش آمد گویی

لطفا در این قسمت فقط سوالات مربوط به  مشاوره ازدواج را مطرح کنید .

سعی ما بر این است که در اسرع وقت جواب داده شود . لذا از تحمل و بزرگواری شما پیشاپیش ممنونم.


* نکته بسیار مهم :

این فعالیت و پرسش و پاسخ ها به عنوان یک مجموعه راهکار از مسائل مختلف مورد استفاده قرار می گیرد ، بنابراین از جوابدهی و پذیرش پیام خصوصی معذور می باشیم .

حتی الامکان برای رسیدگی دقیق تر و ارسال جواب پیام های خود را به همراه آدرس دسترسی اعم از آدرس وبلاگ یا ایمیل بگذارید ،  در قسمت نظرات آدرس شما بصورت عمومی نمایش داده نخواهد شد .

نظرات  (۴۰)

  • تازه عقد کرده
  • سلام و خدا قوت.
    ببخشید بنده حدود5-6ماه هست که عقد کردم
    یه مشکلی دارم که مادرم هم در جریان هستند.و اونم اینه:
    بنده اصلا از خانواده نامزدم راضی نیستم بی ادب و بی تربیت هستند پدرش خیییییییییییییلی خیییییییییییلی ساده است بطوری که یه کارایی انجام میده که همه رو از خودش میرنجونه خواهراشم در طول این مدت با اینکه هنوز نامزدیم کم بی احترامی بهم نکردند.
    ولی خدارو شکر مادرش نه بد دهنه و نه بی احترامی بهم کرده یعنی بهتر از اوناست. فرد مظلومیه....
    حاج اقا من پارسال یه خواستگار داشتم که خیییییلی خییییییلی دلم میخواست باهاش ازدواج کنم
    خانوادش طوری بودند که همیشه ارزوی ازدواج با همچین خانواده ای رو داشتم(مومن متدین ولایی تحصیل کرده )حاج اقا الان که دارم مینویسم اشک تو چشام جمع شده پسره هم دوست برادرم بود اونم همچین خصوصیاتی داشت و طلبه بود پدرشم طلبه بودند.فقط یکبار دیدیمشون ولی به قدری به دلمون نشست که........
    ولی به دلایلی که مجال گفتنش نیست بهشون جواب منفی دادیم
    ولی بعدا خیییییییییلی پشیمون شدیم خیییییییییییییلی خیییییییییییییییییییییلی خییییییییییییییییییییییییییلی خیییییییییییییییییییلی.
    نمیدونم چرا این وصلت جور نشد.
    من با امید با این اقایی که الان نامزدم هستند ازدواج کردم ولی خانوادشو اصلا دوست ندارم
    حاج اقا اونقد خواهراش بد دهنی کردند متلک انداختندکه بخدا از چشمم افتادند دوسشون ندارم که هیچ اصلا از وصلت با اینها پشیمونم خواهراش مثلا خواهر طلبه اند ولی نمازم نمیخونن حجابشونم کامل نیست و..........
    با خودم میگم نمیخوام بچه ام از همچین خانواده ای باشه چون مدارم دارم با اون خواستگارم مقاسیه میکنم. نمیدونم چی به خدا بگم چون مدام دارم به اون یکی خواستگارم فکر میکنم
    همینطور که گفتم با امید ازدواج کردم الانم امیدمو از دست ندادم ولی...
    شاید اگه ازشون محبت و یه جو معرفت میدیدم شاید اگه بهم ارزش قائل میشدند ووقتی میرفتم خونشون خوب تحویلم میگرفتند باهام خوش و بش میکردندکلا اون خواستگارمو فراموش کرده بودم و تو دلم خوشحال بودم که اگه اون نشد عوضش با یه خانواده با شخصیت و مومن و ولایی وصلت کردم و لی وقتی میبینم اینا در مقایسع با اونا زمین تا اسمون فرق میکنند بخداوندی خداآتیش میگیرم حاج اقا مادرم میگه دخترم تو عقد کرده ای اگه دلت جای دیگه باشه عقدت باطله هااااا درست میگه حاج اقا؟؟؟
    اخه چیکار کنم اصلا حال و حوصله عروسیم ندارم خیلی وقتا به فکر جدایی بودم ولی از کلمه طلاق نفرت دارم چه برسه به اینکه......
    تازه من مشکلی با نامزدم ندارم و نامزدم بارها و بارها بهم ابراز علاقه میکنه.....
    ولی از خانوادشون خوشم نمیاد با خودم میگم خدایا چطوری میخوام با اینا فامیل بشم رفت و امد کنم اینا بشن عمه های بچه هام پدربزرگ و مادربزرگ بچه هام!!!!ای خداااااااااااای بزرگ کمکم کن .......
    حاج اقا میخواستم ازتون راهنمایی بخوام بنظرتون چیکار کنم مدام به فکر اون یکی خواستگارم هستم و از طرفی عذاب وجدان دارم ......
    جون اینارو با اونا مدام مقایسه میکنم
     هر چی هدیه میدن تو کله ادم میزنند(خواهراش) نامزدم وقتی میاد خونمون ما بهترین پذیرایی رو ازش میکنیم پدرو مادرم خیلی دوسش دارند بهش محبت میکنند ولی من وقتی میرم خونه  اونا باید خودم پاشم واسه خودم چایی بریزم یعنی اینقد تحویلم میگیرند!!!!!!!!حالا بماند که چقد با محبت باهام حرف میزنند!!!!!!!
    حاج اقا منو از خودشون رنجونده اند نامزدم میگه کینه ای هستی میگم کینه ای به کسی میگن که سالها پیش براش یه اتفاقی افتاده و با وجود معذرت خواهی طرف مقابل هنوز بعد چندین سال یادش نرفته
    من هر بار میرم خونشون با محبت های جدیدی مواجه میشم!!!!!!!!
    تازه خوبه که هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار میرم خونشون طبعا اگه هر روز میرفتم این محبت ها چندین برابر میشد!!!!!!!!
    حاج اقا راستش اصلا خوشم نمیاد با اینا وصلت کنم پشیمونم چیکار کنم ؟؟؟؟
    خدایا همیشه دلم میخواست با ادمهای باشخصیت ولایی مذهبی مومن و متدین وصلت کنم
    تو فرستادی ولی خودم با نادونیم ردشون کردم خدایاااااااااااا چیکار کنم؟؟؟؟
    ...........................................................................................................
    البته اینم بگم حاج اقا اوایل خوب بودند ولی بعدا.....
    کلا مادرو پدرش چون روستایی هستن زیاد تو تربیت اینا کار نکردند نامزدمم هم به گفته خودش خیلی چیزارو از استادهای اخلاقشون اموخته(خدا پدرو مادرشونو بیامرزه)!!!
    بعضی وقتا یکم خوب میشن ولی بعدا باز بطور غیر منتظره ای.......
    موندم چیکار کنم!!!
    اگه با اون یکی ازدواج میکردم موقعیت اجتماعی خوبی هم داشتم.....
    با خانواده باشخصیتی هم طرف بودیم.
    مامانم همون روزی که خواستگار ی اومده بودن بهم گفت:زیاد خوب نیستند ولی الان که بهش میگم میگه دخترم من به تو گفتم خودت تصمیم گرفتی راستم میگه
    حالا سرتون درد نیارم حاج اقا
    دلم بدجور...........
    دعام کنید
    خواهش میکنم.....
    ...................................................................................................
    ادرس . بلاگ و ایمیل ننوشتم چون نمیخوام هویتم معلوم بشه لطفا همین جا پاسخمو بدید.
    خیییییییییییییییییییلی ممنون......








    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم

    شرایط بسیار حساسی دارید الان ...
    شرایطی که خودتون میتونید با درست کردن تفکراتتون لحظات زندگی تونو  پر از امید و خوشی کنید و آرامش و احساس های خوب ... میتونید هم عینک منفی بینی و گلایه و حسرت را به چشماتون بزنید و لحظه به لحظه ی این روزهای قشنگ جوانی و دوران زیبای عقدتونو خراب کنید/

    مهمترین کسی که شما قراره باهاش سرو کار داشته باشید همسرتونه ... واقعا باید خدارو شکر کنیدو به قول خودتون مدیوت اساتید اخلاق همسرتون باشید .. همین که همسر شما ، شمارا درک مبکنه و پشت شماست تمام مشکلات اساسی شما حله ...
    یادتون باشه همه در زندگی هاشون قطعا مشکلاتی رو دارند .. همه / واقعا جای شکر داره که شما از بین این مشکلات با همسرتون دیگه سازگاری دارید ...
    قدر آقاتونو بدونید.. به هیچ وجه به کس دیگه ای اصلا فکر نکنید که این ها همه وسواس و مداخله ی شیطانه .
    سعی کنید اولا به خوبی های همسرتون فکر کنید ... بعد هم زرنگ باشید .. مهارت های ارتباط گیری با افرادی چون خواهر شوهراتون و ... رو یاد بگیرید .. یعنی بیشترین محبوبیت و کمترین تنش ... همه چی رو آسون بگیرین ... انقدر زوود این عمر من و شما میگذره که خودمونم باورمون نمیشه ... مثل برق و باد
    پس از فرصتتون استفاده کنین.. با سیاست برخورد کنید . به حرف های کنایه دار حساسیت نشون ندید . شما خوب باشید و با نیکی رفتار کنید مطمان باشید که اثرش رو روی اونها خواهید دید
    ضمنا فکر نکنید اگر در خانواده ی دیگری عروس بودید چنین اتفاقاتی نمی افتاد ... مردم زرنگ اند .. از سختی ها و مشکلاتشون که زیاد برای شما تعریف نمیکنن .. از ما بپرسید که در زندگی همون هایی که شما فکرشو میکنید چه ها میگذره ... ابتلائات همه جا هست .. مهم شمائید که چطور با آن برخورد کنید ...
    همیشه موفق باشید
    در پناه خدا ی متعال
    یا علی مدد
    سلام حاج آقا خدا قوت..
    ببخشید من یک خواستگار طلبه دارم و وایشون فامیلمون هستن که اولش مشکلاتی پیش اومد ولی بعد سو تفاهم ها بر طرف شد و قرار شد بیان خواستگاری..(البته هنوز نیومدن)ببخشید ایشون شرط گذاشتن و گفتن که دوست دارن من خوندن کنکور رو رها کنم و برم حوزه و دوست دارن که وقتی من بچه دار شدم کل قرآن رو حفظ باشم..و گفتن که باید داعم الوضو باشم..من با تمام شرایط و بی پولی هاشون کنار اومدم ولی الان احساس میکنم دارم تحقیر میشم..من ی دختر مذهبی ام وخودم هم دوست دارم تو دین به درجات بالا برسم ولی دوس ندارم کسی مجبورم کنه و تحقیر بشم..من به ایشون علاقه دارم ونمیتونم بگم نه..میترسم از روی احساس تصمیم بگیرم!من همیشه فکر میکردم طلبه ها خواسته های زیادی ندارن ومنم دوست دارم که همسرم منو همینطوری که هستم بخواد!!!ایشون از همین اول هی به مامانم پیام میدن ومیخوان مطمعن شن که من با شرایطشون کنار میام وبه جایی که من شرط بذارم ایشون شرط گذاشتن!
    بنظر شما زندگی با این آقا مشکله؟من چیکار کنم؟؟؟
    پاسخ:

    سلام علیکم و رحمت الله

    فکر نکنید که خدایی ناکرده  شما این وسط دارید تحقیر میشید ، بزارید پای حساسیت و اهمیت و توجهی که اون آقا نسبت به داشتن یک زندگی خدا محور و آرمانی داره /

    اون طلبه که عمری درس دسن خوانده و تمام امیدش داشتن همسری یار و همراه است را حق بدهید که نقاط قابل اهمیتی را بخواهد در زندگی آیندش داشته باشد .

     

    اگر از دین و ایمانش و پارساییش راضی اید و به دلتون نشسته  حتما قبول کنید

    این مواردی که شما شرط میدونیدش  چیزای بدی نیست ... اگر با عشق رعایتشون کنید قطعا در بندگی خودتون و نزدیکی تون به بخدا موثره // اما  شما هم  مطلق شرط را بدون چون و چرا خب میتونید نپذیرید /  قبول کنید و بگید ان شاالله تمام همت و سعی م را برای  به وجود آوردنشان به کار میگیرم ... تا جایی که بتوانم یارم .

    ببخشید یه سوال ازدواج ب کسی که مال شهر دیگه هستند خوبه ؟ بده؟؟


    پاسخ:
    سلام
    بستگی به شرایط داره 
    اگر غالب شرایط هردو طرف  خوب باشه و قابل قبول و مشکل خاصی برای این دوری وجود نداشته باشه , اشکالی نداره
    اما حتما در این صورت تحقیقات رو در اون شهر کامل انجام بدید .
    سلام حاج اقا خدا خیرتون بده که واسطه ازدواج هستین ..
    والا ماکه موندیم بی هیچ واسطه ای ...

     حرم رفتین برا ماهم دعاکنین...
    پاسخ:
    سلام علیکم , بله الحمدلله 
    اگر کمکی از عهده م بربیاد در خدمتم.
    در پناه خدا 
    بسم الله ...سلام حاجی .....من مهندس عمرانم ...وسال دیگه به احتمال خیلی زیاد اگر خدا بخواهد سر کارم ....می رم ..اما دنبال یک خانم مذهبی وخراسانی واهله زندگی می گشتم ..تو فامیلامون هستن اما من خوشم نمی یاد ...می خواستم ببینم شما که روحانی هستین .....ایا خانم مذهبی وسید می شناسید ...چون من خیلی دوست دارم زنم سید باشه .....
    پاسخ:
    سلام علیکم
    شرایط ریز وضعیتی تون رو خصوصی بنویسید , 

    شمارتونو دارم , اگر مورد مناسبی بود معرفی میکنم.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ** *** **** * ****
    ***** ** ***** **** ** ****** ****** **** ** *** ** *********
    ** ** ***** ***** ** ***** **** ******* *** *** **** ** ****** ** *** **** ****** *****
    **** ****** *** ****
    پاسخ:
    سلام 
    شما خودتون مساله رو سخت کردید برای خودتون
    وگرنه بنده شخصا در خدمت بودم.
    درپناه خدا.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ****
    **** *** **** * ******* *** *********
    ****** *** ****** ***** *** *** *** ***** ** ** **** **** * ***** * ***** ***** * ******* **** ** *** *** ******** **** **** ** **** ** **** ***** *** *** ** *****

    ** **** ***** ****** ** **** ** **** ** *** ****** *** * *** *** **** ** *** ***** **** ****

    ** **** ***** ** ***** ***** ***** **** ** ******
    ***** **** *** **** ****** *** ** ***** ******** ** ** *** **** ****** *****
    ** ****
    پاسخ:
    اصلا قرار نیست مساله ای اتفاق بیافتد در این رابطه که شما از ان در حذرید، به ابروتونم مطمان باشید با راهی که توضیح داده میشه کاملا محفوظه
    حیثیت ؛گناه و خطر افتادن در خطاست نه اون شرمی ک شما دارید..،
    بهرحال من فقط از راهی ک عرض شد میتونم خدمت باشم.
    یاعلی
    سلام علیکم.خداقوت.حاج اقا بنده از مخاطب های قدیمی وبلاگتون هستم.و همیشه  هم التماس دعا دارم ازتون مخصوصا برای ازدواج.راستش خواستگاری دارم که گفته اهل نماز روزه نیست.البته منکر نیست و گفت به عقیده من احترام میذاره.من سی و یک ساه هستم.تا حالا چند مورد رو به همین دلیل رد کردم.واقعا نمیدونم چکارکنم؟این اقا 34 سالشونه و بعید میدونم تغییرکنه با اینکه قول تغییر داده.ولی کسی که تا 34 سالگی نماز نخونده چطور یکدفعه نمازخون میشه.تکلیفم چیه حاج اقا؟صبر کنم؟مجردی بهتره یا ازدواج با همچین ادمی؟خواهش میکنم زودتر جواب بفرمایید.التماس دعا
    پاسخ:
    سلام
    خیلی خوش امدید . سپاس از لطفتون.
    اگر جو خانوادگیشون بستر مذهبی دارد و ایشون هم در نظر شما انسان مورد پسندی هستند شرط کنید قبول من متوقف به تعهد التزام به نماز و روزه وکلیات دستورات اسلامه
    اینو جلوی فامیل بخواید و بگید در شرایط ضمن عقد در قباله قید کنند و امضا بگیرند .
    اگر قبول کردند , بله ! خیلی هم خوبه...
    بسلامتی ان شاالله

    باسلام وتشکر فراوان

    خدا خیرتان بدهد

    ولی من متوجه نشدم منظورتون از اینکه فرمودید خودم قدم جلو بذارم چیه ؟

    بعد اینکه من پدر سایه اشان بالای سرمان هست بحمدالله پس فکر ازدواج موقت را هم نمیتوانم بکنم.

    پاسخ:
    سلام ، خواهش میکنم
    یعنی اینکه خودتان هم برای رسیدن به یک ازدواج و زندگی خوب پیگیری هایی داشته باشید مثل سپردن به دوستان و کسانی که دستشون در کار خیر هست ، این افراد خیلی هستند میتونید پیگیری کنید و خودتونو بیشتر در معرض و اشنایی این افراد فعال در زمینه ازدواج و وساطت قرار بدید
    خدا پدرتونو حفظ کنه اما نظر بسیاری از فقها بر این است که دختر رشیده اذن پدر لازم ندارد 
    ایت الله مکارم که شجاعانه سن مشخص فرمودند و دختر در سن سی سال را رشیده میدانند و اذن پدر برایش لازم نمی دانند ، فقهای دیگری اصلا کلا اذن پدر را شرط نمی دانند .
    میانگین  فتاوا این است که دختر رشیده در شرایطی که واقعااحتیاج به ازدواج دارد و رشیده هم هست احتیاجی به اذن پدر نداشته باشد .
    والله اعلم .

    سلام

    خدا قوت

    ببخشید چند تا مشکل دارم ممنون میشم برای هر کدوم جداگانه کمکم کنید.

    1.متاسفانه چندین سال هست که فکرم مشغول مساله ای به نام ازدواجه .فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی زیاد دارم و الان تو حوزه مشغول تحصیلم ولی هیچ کدوم از ابن مشغولیتها نمیتونه این فکر رو از سرم بیرون کنه.واقعا نمیدونم چه کنم انگیزه ای برای زندگی ندارم.هیچ چیز دیگه برام اهمیت نداره به شدت به کسایی که میمیرند حسادت میکنم خواهشا به حساب افسردگی نذارید که هیچ کدوم از نشانه هاشو ندارم.واقعا این موضوع داره ایمانم رو تحلیل میبره به شدت.میخوام کاملا فراموشش کنم میخوام که دیگه برام اهمیتی نداشته باشه.چه کنم؟

    2.شاید بگید تو که میخوای فراموش کنی چرا این سوالو میپرسی .من برای موضوع ازدواج زیاد دعا کرده ام دعاهای خیلی معتبر ولی واقعا حس میکنم یک کوه بزرگی و یک سدی مانع اجابت این دعاهاست. جدای از نتیجه واقعا دلم میخواد این مانع رو پیدا کنم .یعنی میترسم گناهی حق الناسی چیزی باشه که اون دنیا هم گرفتارم کنه ( البته کلی توبه کرده ام.)

    3.خود مجرد بودن که کلی فشار روحی و روانی داره بهم وارد میکنه دوتا مشکل دیگه دارم. دوتا خواهر دیگه هم دارم که اونها هم در سن ازدواجن و از نظر نداشتن خواستگار و نبود امید به ازدواجشون مثل من هستن و  خود این یک فشار مضاعفه و به جز این اخلاق مادرم که واقعا تحملش هر روز سخت تر میشه و شخصیت و استقلال و همه چیزمون که نادیده گرفته میشه و مادرم مثل یک بچه ی ابتدایی خیلی راحت شخصیتمونو خرد میکنه و کمبود محبتی که هیچ منبعی برای تامینش نبوده و نیست و کلی مشکلات دیگه که نیازی به گفتنشون نیست.

    من دختری 29 ساله ام هم خودم و هم خانوادم ظاهرا خیلی مذهبی هستیم و باطنا رو الله اعلم.

    اگه صلاح دونستید خصوصی باشه.

    پاسخ:
    سلام
    ۱-متاسفانه !؟   این نیاز طبیعی و غریزی شماست اونوخت شما برای فراموش کردنش راهکار میخواید؟؟؟
    ۲-توکل بر خدا کنید ، دیرو زود داره اما ان شاالله سوخت و سوز نداره .
    ۳-شما خواستگار دارید ؟ دلیل ازدواج نکردنتون تا الان چی بوده ؟
    نمیخوام تشویقتون کنم به ازدواج موقت ، اما بدونید برای بعضی شرایط که موقعیتشون اقتضا کنه گاهی واقعا توصیه میشه و موثر در انتخاب های بعدیشون میشه.

    ضمنا شما که قریب سی سالتونه کمی باید خودتون قدم جلو بگذارید و با حفظ احترام خانواده خودتون هم واسه ازدواج و ایندتون تصمیم بگیرید .
    موردتون پیچیدست ، در یک یا دو پیام امکان جواب کامل ممکن نیست .
    در خدمتم
    سلام
    آیا ازدواج موقت در فضای مجازی درسته؟
    به این صورت که زن به مرد وکالت بدهد از طرف ایشون صیغه را بخوانند.بعد رابطه آنها هم در حد چت کردن و صحبت نوشتاری باشه.
    پاسخ:
    سلام
    ازدواج موقت شرایطی دارد ، اجازه پدر دختر لازمه و یا اینکه خانم مطلقه و غیر باکره بوده باشند
    در این صورت با رعایت شرایط مدت و مهریه و قبول پایبندی به لوازم ازدواج موقت مشکل فقهی ندارد 
    اما اینکه اخلاقا این کار اصلا صلاح است یا نه !؟ باید صحبت شود ...
    یاعلی
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اگه میشه زود پاسخ بدین ضروریه
    سلام علیکم
    من چند روز پیش رفتم به یه وبلاگی.مدیر وبلاگ میدونستن من مقید به دین هستم و میخوام طلبه شم.واسه همین چند تا سوال شرعی پرسیدن منم جواب دادم.مدیر وب پسر جوونی هستن که میخوان ازدواج کنن و میگفتن که کار و سرمایه ندارن.از استان خراسان جنوبی هستن و بنده از اذربایجان شرقی.ایشون راجع به خیلی چیزها حرف زدن و من بهشون گفتم که بنده خیلی از احکام چیزی نمیدونم تا جایی که بدونم میتونم کمکتون کنم ولی بهتره از یه روحانی بپرسین.تا اینکه امروز گفتن همیشه دوست داشتن با یه ادم مومن ازدواج کنن که بهشون کمک کنه که به خدا نزدیک شن.البته اینو از اول میگفتن ولی من زیاد جدی نمیگرفتم .امروز گفتن بهم وابسته شدن و میخوان باهام ازدواج کنن.کاملا مشخصه که ادم بدی نیستن ولی من دوست دارم با طلبه ازدواج کنم.من بهشون گفتم به کسی درباره حرفهایی که زدن چیزی نمیگم حتی بهشون پیشنهاد دادم از شهر خودشون یه دختر مومن معرفی میکنم که برن خواستگاری ولی اون میگه میخواد با خانوادش درمورد من صحبت کنه.نمیدونم چطوری ردشون کنم که دلشون نشکنه.اخه به هیچ وجه نمیخوام ذهنیتش راجع به طلاب بد بشه.
    درسته من طلبه نیستم ولی چون میدونن میخوام طلبه شم میدونم اگه طوری بگم که ناراحت شن شاید خیلی گمراه شن.
    درضمن اهل خود بیرجند نیستن.از عشق اباد طبس هستن.
    نمیخوام باعث شم یه نفر کل دین و ایمانش رو به خاطر من از دست بده
    ایشون از ماه رمضون با خدا عهد بستن دل کسی رو نشکنن و خیلی خوش اخلاق شن در عوض خدا یه دختر خوب سر راهشون بزاره.ایشون فکر میکنن منو خدا سر راهشون گذاشته.
    اینها رو خودش نگفته از پست های چند ماه قبل وبلاگشون خوندم.
    حاج اقا اگه میشه زودتر جواب بدین.خیلی داغونم نمیدونم چی کار کنم
    گفتن به خاطر به جای اوردن شکر خدا میخوان امروز رو روزه بگیرن.
    منم بهشون گفتم شما اگه به خاطر من غریبه میتونین خوب باشید به خاطر خودتون هم میتونین ولی میگه میخواد بیاد خواستگاری از ترس ایشون نمیتونم وبم برم.
    حالا باید چیکار کنم یه راه حل اساسی بگین...
    متن رو هم نشون ندین نمیخوام کسی ببینه
    پاسخ:
    سلام علیکم 
    عذر خواهم بابت تاخیر در جواب ، قطعا اینطور وابستگی ها معنی و مفهوم و منطقی نداره و ادامه ارتباط شما و ایشون اصلا صلاح نیست.
    خصوصا واسه شمایی که با توجه به روحیات کلی تون مشخصه حتما باید با بالاتر از خودتون ازدواج کنید ، یعنی کلا واسه خانم ها صلاحه کع با مردی ازدواج کنند که یه سرو گردن از خودشون بالاتر و با اطلاعات تر و مقید تر باشه.

    ایشون خدایی دارند . شماهم اصلا و ابدا مسول کارها و تفکراتشون نیستید ، درباره ی اینکه نسبت به طلبه ها روی گردون بشن یا نه هم غصه نخورید شما که طلبه نیستید .
    نهایتا اگر کششی از سمت شما بود فقط و فقط و فقط از طریق روال مرسوم و و خانواده ها باید پیگیری شود ، بدون هییییچ صحبت میانی از طرف شما ، اما بازهم توصیه نمیکنم 
    یاعلی
    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما...
    با چه سوالات و جوابی میشه متوجه شد که آقا پسر ثبات در تصمیم گیری و در عقاید دارند یا خیر؟
    وقتی پسری این جلسه درباره ی موضوعی نظرشو میگه و دفعه بعد میگه مشورت کردم و دیدم نظرم اشتباه
    بوده و شما اون حرف رو فراموش کن و از طرفی خودشون اعلام کنند که خیلی محتاط هستند در مسایل دینی این نگرانی ایجاد میشه که فرد کم ثبات هست ولی خودشون اصرار دارند که برداشت من اشتباه بوده و ایشون فقط به اشتباهشون اعتراف کردند...این نگرانی رو چطور میشه برطرف کرد استاد؟
    پیشاپیش از پاسخگویی شما سپاسگذارم
    پاسخ:
    سلام
    گاهی واقعا خب مسایلی پیش می اید که فرد بعد از پرس و جو و مشورا کاملا نظرش متفاوت می شود ...
    اگر در یک مورد خاص این اتفاق افتاده بد به دلتون راه ندید.
    برای مطمان شدن جبهه گیری ها و جایگاه های عقیدتیشونو بپرسید و محک بزنید که محور انتخاب و رفتارها  در زندگیشان چه است .
    ان شاالله خوشبخت باشید
    یاعلی
    با سلام و سپاس بابت پاسخ دادن سریع شما.... الحمدلله سوال شما رو در قالب چند سوال پرسیدم و متوجه شدم معیاراتشون کلام اهل بیت و تقوای بیشتر هست و نظرشون راجع به پوشاندن بیشتر صورت رو با مشورت از اساتید و صاحب نظران کسب کردند نه تعصبات خشک...و این خیلی برام مهم بود ...توکل بر خدا 
    اجرکم عند الله
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام / خواهش میکنم .
    خوشحالم از این نتیجه
    موفق و پیروز باشید در بندگی خدا ...
    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما.
    میخواستم از محضرتون سوال کنم که تفاوت سطح تحصیلی دختر و پسر با فرض دیپلمه بودن آقا پسر و لیسانسه بودن دختر چقدر ممکنه مشکل ساز باشه.البته آقا پسر روحیاتی دارند که معمولا در منبرها و سخنرانی ها و هیآت شرکت دارند و از لحاظ مذهبی به شدت مقید و ولایی هستند ولی به دلیل تفکراتشون در گذشته ادامه تحصیل ندادند و الان هم بنا به شرایط کاری امکان تحصیلات آکادمیک رو ندارند به نظر شما ممکنهست مشکل ایجاد بشه و بعدا ایشون احساس سرخوردگی داشته باشند؟
    نکته دیگر اینکه ایشون به شدت تاکید روی پوشاندن صورت دارند و من میترسم که از لحاظ رفت و آمد و برخیموارد هم سختگیر باشند و خدای ناکرده شکاک باشند به نظر شما چطور میشه پی برد که ایشون شکاک هستند یا خیر؟البته من پوشامدن و رو گرفتن مشکل ندارم...با تشکر از شما بابت وقتی که میزارید.اجرکم عندالله.حاجت روا باشید ان شا الله.التماس دعا
    پاسخ:
    سلام علیکم.
    اگر فرد روشنفکر و مقیدی باشند و خود شماهم به عنوان همسر  خدایی نکرده فخر فروشی ای نداشته باشید مشکلی ایجاد نمیشه
    ملاک تحصیلات نیست . ملاک معرفت و سطح اگاهی و شناخت این دنیا و عقاید است...
    اگر در سطح اعتقادات و ایمان در یک رده باشید مشکلی نیست ان شاالله.
    مرد باغیرت تو این زمونه در نایابه ! پناه برخدا خیلی ها بی تعصب و بی رگ و ریشه شدند.. این خواسته نشان از حمیت و علاقه با جنس همسر دارد که حس غیرت مردانه اجازه ندهد کسی در حریم شرعی زندگی وارد شود... 
    همینو ازشون بپرسید که خدایی نکرده شما حساسیت جدای از نظر دین که ندارید ؟ ببینید چی جواب میدن .
    سلام حاج آقا
    من شکر خدا همسر یک طلبه هستم
    خیلی دوست دارم و میخوام که هر دومون برای خدا و دین و امام زمان کار کنیم،واقعا کار کنیم.ولی من نمیدونم چکار کنم؟وظیفم چیه?ما تازه عروسی کردیم اوایل همسرم خیلی از غربت آقا و امام زمان حرف میزدن اما الان احساس میکنم به دلیل مسائل مادی خیلی به این سمت کشیده شدن و حرف از شغل دوم میزنن کنار طلبگی.اما من بهشون گفتم که اینقدرجای کار هست برای دین و نیاز شدیدهست برای سربازی آقا که طلبه حتی نباید وقت کنه سرشم بخارونه.من عقیدم اینه اما متأسفانه دختر متوسط رو به پایینی هستم از لحاظ معنوی و بندگی خدا .اول اینکه چیکار کنم تا زندگیم در راستای سربازی آقا باشه و دیگر اینکه من چطور میتونم همسرم رو به این سمت سوق بدم.یعنی هم خودم هم ایشون.من خیلی نگرانم من نمیخوام مثل خیلی ها درگیر روزمرگی بشیم حتی میترسم شهریه ای که ایشون میگیرن برامون حلال نباشه .خیلی نگرانم لطفا کمک بفرمائید همسرم از لحاظ اخلاقی و ایمانی انسان بسیار خوبی هستند اما من میترسم اونجور که باید وظیفمونو انجام ندیم،مخصوصا خود من که هم ایمان و هم اخلاقم می لنگه ممنونم از شما

    بندگی خدا و کلا.من دوتا سوال از محضرتون دارم یگانه اینکه برای خودم چیکار کنم که بنده خوبی باشم و اینکه سربازچیکار کنم که زندگیم در راستای سربازی آقا باشه?و دوم چطوری با همسرم برخورد 
    پاسخ:
    سلام علیکم
    خدا قوت . انشا الله ذر زندگیتون خوش باشید و سراسر خدا محور
    وظیفه تامین معیشت  و رفاه زندگی با همسرتونه و تدبیرش  هم با ایشونه لذا در عین حالی که دغدغه دارید و گاهی نظری میدهید کل تصمیم گیری در این باره را به خود ایشون محول کنید . نهایتا میتونید این خاطر جمعی رو بهشون بدهید که انتظارات زیادی ازشون ندارید و اهل قناعتید . و واقعا هم اینطور باشید ان شاالله
    درباره ی پولی که سر سفره شما میاد : هرچی باشه از هر راهی باشه در حد رفع نیاز شما برای شخص شما حلاله . حالا که همسرتون هم طلبه هست و هم مومن و معتقد ... خاطرتون جمع
    مشورت بدید ولی زیادی در این امورات دخالت نکنید. کار شما فقط اینه که شرایط رو واسشون سخت نکنید تا زیادی دنبال شغل نباشن . شما وظیفه تون در این عالم فقط دو چیزه ... اگر میخواید زندگیتون در راستای سربازی امام علیه السلام باشه . 1 خوب شوهر داری کردن 2 خوب بچه داری کردن/
    فقط فکر رضایت و خوشحالی و ارامش و خرسندی همسرتون باشید ... به سادگی و قناعت دعوت کنید اما بیشتر صحبت نکنید ...
    با اینکار ها تمام وظیفه تونو انجام دادید ... ان شا الله تعالی /
    یا علی مدد

    سلام علیکم

    طاعاتتون قبول

    میخوام رک وراست صحبت کنم از قبل عذرخواهی میکنم

    خواستگار طلبه زیاد دارم نمیدونم خداروشکر بگم یا بگم متاسفانه! چون با اینکه محجبه هستم ولی جزء خانواده های متمول هستیم وفکر نمیکنم بتونم شرایط سخت طلبگی و تبلیغ و... تحمل کنم از همه بدتر ویژگی خاصی که در بین طلاب هست یعنی اینکه براشون تعدد زوجات و ازدواج موقت یه امر عادی هست حتی زمانی که خودشون خونه زندگی دارن یا اینکه گاها با چشم خودم دیدم که خیلی راحت با خانم های نامحرم صحبت میکنند و یا اینکه همه اش میخواند امر به معروف و نهی از منکر کنند همسرشون رو خانواده شون رو یا اطرافیان رو  بگن اینکار و بکن و اینکار و نکن اینها منو آزار میده یه زمانی بدم نمیومد که با طلبه ازدواج کنم ولی از یه مدتی به بعد که چشم هام رو بیشتر بازکردم و مثال های واقعیش رو دیدم و شنیدم و فهمیدم این ویژگی ها در طلبه ها وجود داره البته نه همه شون دیدم نسبت به این قشر عوض شد .

    میترسم اگر زمانی باطلبه ای ازدواج کردم یه همچینین خصوصیاتی داشته باشه و زندگی شیرینی رو تجربه نکنم 

    اصلا من  یه دختری هستم که همیشه برام همه چی آماده بوده و لوس پدر و مادرم هستم و همیشه شیک ترین و خوش رنگ ترین لباسارو میپوشیدم و کانون توجه خانواده بودم میتونم یه همچنین زندگی ای رو تحمل کنم

    راهنمایی کنید .

    یاعلی

     

    پاسخ:

    سلام

    من همیشه گفتم طلبگی اگر یک نوع جهاد در راه خدا باشه مطمانن همسر و یار و کمک کار یک طلبه بودن  طوری که همدم و همنفس و مونس و مددکار اون طلبه باشه جهاد اکبره .

     

    من معتقدم اگر شیدایی و علاقه بسزایی نسبت به ارمان های طلبگی ندارید خصوصا با توجه به این شرایطتون در انتخاب عجله نکنید...

    شاید زندگی تون با یک فرد مومن و معتقد که وضعیت اقتصادی خوبی هم داره  روان تر باشه

    من  خانم هایی را میشناسم که پدرانشان از متمولین و تجار بزرگ حتی کشوری بودند اما  به عشق زندگی طلبگی از تمام مسائل مادی و بسیاری رفاهیات چشم پوشی کردند و صفای زندگی طلبگی را به تمام اون ها ترجیح دادند

     

    درباره ی تعدد زوجات و متعه : ببینید  اینا هیچ کدومش واقعا رایج نیست ... همون قدر که مردم درگیر این دوجریان هستند  شاید طلبه ها هم باشند اون هم ربطی به طلبه بودنشون نداره . به عضو جامعه بشریت بودنشون مربوطه ... انقدر من از اطرافیان مومن و غیر مومن میشناسم کسانی را که به غیر حلال و نامشروع یا اگر خیلی خوشبینانه بخواهیم نگاه کنیم  غیر اصولی به این جریان رو می آورند

    خیلی هاشون اصلا بروز نمیدن و شما شاید اصلا فکرشم نکنید اما به قول مادر ما میگن شما ها آش نخورده و دهن سوخته اید !  کاری نمیکنید اما همینکه حرفشو بخاطر اثبات شرعی بودنش میزنید و ازش دفاع میکنید متهمید

    انقدر ها هستند مردانی در جامه اهل هزار و یک اشتباهند ... کارشون رو هم انجام میدن و کسی هم نمیفهمه . البته گاهی هم لو میرن ... من شخصا اطرافیان و رفقای طلبه ای که دارم به قسم حضرت عباس از غیر طلبه ها کمتر اهل این حرفان ! اگر هم تک و تکی پیدا بشه بینشون از راه حلال و شرعی وارد میشن نه حرام ... !!  لذا در مجموع پس مطمان تر از قشرهای دیگه ان !

    توکل بر خدا کنید ... شما نمیتونید هیچ چیزی رو تضمین کنید ... امیر المومنین می فرمایند : عرفت الله بفسخ العزائم . یعنی خدارو از به هم زدن تصمیم هایی که مردم میگیرند شناختم ! اراده خواست خداست ... این جریان برای هر مردی متصوره ! خصوصا در این زمانه ... اما فرقش اینه که طرفت اگر مومن یا طلبه باشه میدونی و مطمانی که خیر خواست و رضا و حلال خدا انجام نمیده ...

    در پناه خدا باشید

    یا علی مدد

  • یه بنده خدای گمنام
  • سلام علیکم
    من خیلی علاقه دارم با یه طلبه ازدواج کنم.بالا یکی پرسیده بود شما هم گفته بودید که به اقوام بسپرن که ایشون علاقه دارن با طلبه ازدواج کنن،که اگه موقعیتی پیش اومد اینها رو با هم اشنا کنن.ولی من نمیتونم به کسی از این علاقه چیزی بگم.اخه پسر دایی بنده طلبه هستن فکر میکنم اگه بگم همه فکر میکنن من قصد دارم با ایشون ازدواج کنم.اینطوری هم ابروی خودم میره هم و هم ایشون.اقوام و نزدیکانی که بنده حقیر رو میشناسن گاهی به من میگن که تو باید با طلبه ازدواج کنی.ولی خودم که نمیتونم بگم.ابروی خودم کلا به کنار،ولی دوست ندارم پسرداییم از دستم ناراحت شه.فامیل به خاطر اینکه منو افراطی میدونن چون عروسی نمیرم و از چادر و پوشیه استفاده میکنم همش منتظرن یه آتویی ازم بگیرن و...
    اگه امکانش بود ادرس وبلاگم رو نمایش ندید
    پاسخ:
    سلام
    نظرتون مطالعه شد
    ان شا الله تا فردا جواب خواهم داد
    .................................................
    سلام مجد . ببخشید که  بنده در روستایی تبلیغ هستم و گاهی کمی دیر میشه /
    اگر از من میپرسید  در درجه اول اتکاء و اعتمادتون رو به خدا واگذار کنید و در  ضمن رعایت اصول و رعایت اخلاقیات و حجب و حیا . اصلا حرف مردم واستون مهم نباشه . مردم همیشه  حرف واسه زدن دارن/
    تمام خانواده خانم بنده از چندین سال قبل از ازدواجشون میدونستند که ایشون تمایل داره با طلبه زندگی کنه . عیبی نداره وقتی دیگران خودشون چنین حرفی را میزنند و یا از شما سوال میکنن در این باره شما هم خیلی ساده و بی تکلف بگید : بدم نمیاد !  روحیات و آرمان هام  با افراد خدا محور سازگارتره  فکر میکنم بهتر بسازم با یک فرد مومن و مقید ...
    امام صادق علیه السلام هم روایاتی دارند که مضمونش اینه که با اون کسی ازدواج کن که خودت دوست داری و حرف اطرافیان رو رها کن ...
    ان شا الله زندگی ای پر از خدا روزیتون بشه
    در خدمتم
    یا علی مدد
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    **** *****
    *** ****
    **** *****
    *** **** ** **** ****** *** ******* ** *** **** ****** ** ***** *** *** ***** ******** **** ***** ****** **** ** ****** ** **** ***** ***** **** ********
    ** ** *** ****** ******* ** ***** *** *** *** ** *** *** **** * ***** ******* ** ****** **** * ***** ****** *** ****** ** **** ****** ***** * ******** ** *** **** *** ***** ****** * ***** *** **** ****** **** ** ****** *** ** **** **** **** ** ******** *** * ******** *** * ** **** ****** ** **** *** **** ******* ***** ** *******
    ** ** *** *** ** **** ***** ** **** *** ** ** *** **** **** ****** ***** ** **** **** ******* ***** ****** ***** **** *** ***** ******* ***** ***** ******* *** ***** ***** ** **** ***** **** * ***** **** *** ** ***** **** ***** **** **** * **** **** **** ** ***** ******* ****** ***** ** ***** ****** *** *** **** **** ***** ** **** **** * *** ** ****** **** ***** *** ****** **** **** *** *** ***** ** ***** **** ** *** ****** ***** *** *** ****** **** **** ** **** ***** *** * **** **** **** ** ***** ** ***** ***** ****** ** *** ** ***** ** **** **** ****** *** ** *** *** * ** **** *** ** *** ** **** ***** ***** ***** ****** *** *** ***** **** ** *** ** *** ****** **** *** *** **** ***** *** **** *** ** * **** **** **** *** ***** ** ** ***** *** *** **** * ****** ***** ***** **** ** ****** **** ** *** **** *** **** ***** ** **** *** *** ** *** ***** ****** *** ***** *** *** ** ** **** ***** **** ** **** ** ** **** ****** **** **** **** * **** ******* ** ** *** ***** *** *** ** **** ****** **** * ***** **** ****** * ****** **** ** **** **** ****** ** ***** **** ** ***** ** ** ***** ***** **** ***** * ** *** ******
    *** **** ** ***** **** *** ** ****** ***** **** ** **** ** ** *** ******** *** ******* ** ****** **** **** **** *** ***** ***** *********
    **** **** ** *** **** ** ****** **** **** ** **** ***** * **** ***** ** **** ****** *** ** ***** ***** **** ***** * ******** ** ** *** ****** *** ***** ******** ****** * ****** **** ***** * **** ** ******** ** ** ** ** ***** **** ** ****** *** *** ******* ** ****** ******** ***** **** ***** ******** ** *** **** ** ***** *** *** ** ******** ***** ** *** * *** ***** *
    ** **** **** **** ** ***** **** ** ******* ***** **** **** ** **** ** ***** *** ** *** **** *** ***** ** ***** **** *** ** *** ***** *** **** **** ******* *** ** *********** **** ******* ****** **** **** ****** ** ***** ** **** ********** ******
    ** ***** ******* ********

    پاسخ:
    سلام علیکم
    خیلی خوش امدید...
    این نظر که من همینم و اگر کسی منو بخواد باید همینطوری منو بپذیره فقط یکجا مطلوب و درسته.. در عقیده های اصیل متکی به مذهب .. وگرنه جمله و تفکر صحیحی نیست.

    شما از مسایلی نگرانید که اصلش درسته اما نگاه زاویه دار و خاصی که به شما القا شده مشکل دارش کرده   با اموراتی مشکل دارید که خواسته اون طلبه یا خیلی افراد مذهبی دیگه هست... اینایی که گفتید رو به دو چشم میشه نگاه کرد بهشون و اون دید صحیحش که مبتنی به عقاید و روایات رسیده از معصومینه رو شاید کامل درک متوجه نشده باشید. والا شاید خود من هم غالب اون تمایلات را داشته باشم ... من و غالب رفقایی که میشناسم
    البته  موضوع به این گستردگی رو من نوشتاری نمیتونم منتقل کنم اما کلیتیش رو عرض کردم . ضمن اینکه تبلیغ هستم و با نت موبایم و کار سخته.

    بنظرم اگر تفکر و بینشتون رو نسبت به اون مسایل  درست نکنید و به هوای اینکه (تحملش میارزه ) زندگی را شروع کنید ... نتیجه خوشایندی نخواهد داشت...

    فعلا یاعلی بزرگوار ..
    سپاسگزارم که زود پاسخ دادید
    سلام در جلسه خواستگاری بنظر شما نگاه دختر همه اش باید پایین باشه !؟ وقتی میریم دو نفره صحبت کنیم چی !؟ سپاس
    پاسخ:

    سلام

    توصیه میشه که نگاه کردن ها بطور میانه باشه . یعنی نه خیلی راحت و واضح نگاه و صحبت بشه و نه خیلی سرپایین بطوری که اصلا نتونید درست چهره و شِمای کلی مخاطبتونو ببینید .

    هر از گاهی سرتونو بالا میارید و باز همون حالت محجوبانه فطری تونو حفظ می کنید .

    یا علی مدد

    خیلی ببخشید طولانی شد...
    وقتی این موارد مثل رابطه با نامحرم، پوشش و.... برام مهمه و اینکه طرف مقابلم فقط بگه جلب توجه نباشهو من برام فراتر از این حرفا مهم باشه و گذشتن ازش آرامش منو به هم بزنه یک کار افراطیه؟؟؟
    امیدوارم مقصودم رو خوب رسونده باشم...به هر حال بابت پریشانی مطلب حلال بفرمایید...سپاس بابت وقتیکه میزارید...اجرتون با مادر سادات ان شا الله...التماس دعا
    پاسخ:
    نه . اینکه بخواید  دین رو تو زندگیتون اجرا کنید و با خدا زندگی کنید که افراطی نمیشه ...
    ممنونم .ان شاالله خدا بهترین هارو روزی و قسمتتون کنه یاعلی علیه السلام
    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما...
    خدا خیرتون بده...من به شدت احتیاج به مشاوره دارم.... دختری هستم که به شدت علاقه مند ازدواج با یک طلبه هستم و هر روز بر این علاقه افزوده میشه...گرچه همه چیز رو به خدا سپردم ولی از این میترسم این علاقه من از روی هوی و هوس باشه و زودگذر...همراه بودن و رعایت حدود شرعی با صرف نظر از عرفهای غلط و تلاش برای بندگی برام خیلی مهمه حتی مسائل اقتصادی برام مطرح نیست... شاید برای همینه که توقعاتم از لحاظ رعایت حدود واجب شرعی به نظر بعضیها شاید زیاد باشه ولی آرامش واقعی خودم رو در گرو همین حدود میدونم...استاد به نظر شما اینکه من توقع داشته باشم همسرم نسبت به آرایش بیرون از منزل حساس باشه و مطلقا اجازه آرایش نده یا اینکه براش مهم باشه من جلوی هر نامحرمی حتما با پوشش چادر باشم توقع نابجا و بالایی هست...؟؟؟.
    پاسخ:
    سلام 
    اینکه توقع دارید همسرتون مقید و مومن و پایبند دستورات خدایی باشند هم منطقیه هم حقتونه هم خیلی هم زیبا ...
    به دوستان و اطرافیانتون اعلام کنید که مایل ازدواج با چنین شخصی هستید تا ان شاالله به امید خدا مورد شایسته ای واستون روزی بشه.
    خوبه دوست دارید با طلبه ازدواج کنید , اما اگر ادم مومن و مذهبی و مقیدی هم بودند سر سختی زیاد رو طلبه بودن نداشته باشید .
    سلام اینو برای خودم می پرسم یادتونه گفتم از طلبه ها بد بردم؟ 

    خواستگار دیگه هم دارم که طلبه باشه ... بخاطر این بد بینیم کلا ردشون کنم یا اجازه بدم بیان ح ف بزنن؟

    اینم ستاره دار کنید لطفا 
    تشکر بقیه سوالا بمونه بعدا 
    از جواب دادن به تک تک سوالا ممنونم اج تون باخدا 
    پاسخ:
    سلام
    ملاک ما برای زندگی که طلبه بودن یا نبودن نیست ! ملاک اخلاق  و دین داری فرده  شما مشکل شخصی با اصل طلبگی که ندارید یا خدایی نکرده بی عقیده  که میتید 
    لذا صحبت کنید و ملاکاتون که بر پایه ی دین و اخلاقه رو بررسی کنید .
    یا علی مدد
    سلام  من الان یه خوذده اینجا گیج شدم 
    اینجا نظر بذاریم مشکل بگیم حل می کنید؟؟

    من چند تا مشاوره برای دوستام می خواستم بعد اینا ایمیل ندارن .. 
    بعد من با گوشی میام نمی شه مشکل همه رو یه جا بذارم یه جا جواب بدید؟ 
    خیلی سخته بخوام دسته بندیشون کنم ... بعضیا ام نمی دونم کجا بذارم
    پاسخ:
    سلام 
    مشکلارو که خدا حل میکنه!
    هر موموضوع رو در درگاه خودش بزارید . 
    اگر همش ازدواجه بزارید خودم مقطع شون میکنم
    یاعلی
    سلام بنده نیز فرمایشات شما را درهمان جلسه گفتم اما ایشان گفتن قضیه زره از مهریه جدا بوده و پول خرید وسایل بوده چون در اسلام تامین وسایل زندگی با مرد بوده و به اشتباه پول آن زره به عنوان مهریه حضرت زهرا عنوان میشود. مهریه حضرت زهرا که پیامبر هنگام خواندن خطبه مشخص کردند مبلغی بوده که با آن 100شتر قابل خرید بوده.وپیامبرموقع خواندن خطبه ک این مبلغ را تعیین کردند از حضرت زهرامیپرسند آیا به علی و این مهر راضی هستی؟حضرت زهرامیفرمایندبه علی بله ولی به میزان مهر نه.که جبرئیل نازل میشود و درآخرحضرت زهراعلاوه بر این مهریه مادی شفاعت امت را نیز به عنوان مهر ملکوتی دارامیشود.

    ضمنا بنده قبلا نیز در جلسه مذهبی دیگری نیز از سخنران شنیدم ک گفتن مهریه حضرت زهرا در زمان خود قابل توجه بوده و همین حرف استادمان را زدند که مبلغی بوده معادل100شتر.
    تشکر
    پاسخ:
    سلام
    حالا مقاله رو ان شا الله گذاشتم مطالعه بفرمایید خیلی ابهاماتتون بر طرف میشه
    مهر السنه مقدار مشخصی است که مستحب است بر مقدار دقیقش روایت داریم و اهل بیت به اون مقدار مشخص امر فرمودند و مهریه ی تمام زنان پیامبر بوده است .
    مهریه بی بی فاطمه زهرا هم همین بوده . در روایت است که پیامبر به امام علی  فرمودند یا علی چه داری که مهر فاطمه کنی ؟ که انجا زره و شتر و شمشیر را گفتند حضرت و قرار شد زره مهریه باشد
    لذا اتفاقا یکی دیگر از سنت ها  و مستحبات اینه که سریعا مهریه زن پرداخته شود خصوصا قبل از دخول .
    حتی برای نفی این سخن که صد شتر گفته بودن :   این صد شتر مهریه ای بود که عمر و عثمان پیشنهاد داده بودن به پیامبر تا دختر حضرت را از ایشان خواستگاری کنند و ایشان قبول نکرد.
  • خدایا دوست دارم
  • سلام
    من یه دختر مجردم خیلی دوست دارم با یه روحانی ازدواج کنم تا حالا که خواستگار روحانی نداشتم و حتی خواستگار غیر روحانی خیلی مذهبی هم نبوده.
    برام دعا کنید چون دوست ندارم با ازدواجم از خدا دور بشم. میخوام یکی باشه کمکم کنه.خیلی التماس دعا دارم.
    پاسخ:
    سلام علیکم و رحمت الله

    من واستون دعا میکنم که خدا بهترین ها را برایتان رقم بزند که عاقبتتان رضای الهی شود و به خدا برسید ...
    ان شا الله همسری مومن و مذهبی و با خدا و نیک سیرت خدا روزی تان کند.
    ملاک هاتون فقط خدا محوری باشه و سخت گیری های اشتباه رایج در عرف را مرتکب نشوید /
    در پنا خدای متعال
    یا علی مدد
    سلام.
    1.میزان مهر السنه امروزه چقدرهست؟
    یکی از اساتید روحانیمون گفتن اینکه امروزه هم با نقره حساب کنن اشتباه هست و گفتن باید ارزشش حساب شود.مثلا
    ان زمان با آن مقدار نقره ک مهریه حضرت زهرا بود میشد100شتر خریداما الان آن مقدار نقره بی ارزش شده و باید دیدامروزه 100شتر رابه چ قیمتی میتوان خرید و بر همین مبنا گفتن حساب کردن و 20 تا 30سکه طلا شده است و مهریه دخترانشان هم همینقدراست و گفتن ب کل فامیلشان هم این 20سکه را اعلام کردن تا آنهاهم همین میزان رابرای دخترانشان بگذارن!ماهرچه گفتیم مراجع همه با نقره حساب میکنن ایشان قبول نکرد.البته حرف استادمان منطقی تر به نظر می آیدپس چرا مراجع هنوز بانقره حساب میکنندکه تقریبا700هزارتومان بیشتر نمیشود؟

    2.مقدارپولی ک با آن 100شتربشود خیلی مقدارقابل توجهی است حقیقتاپس مهریه حضرت زهرادرزمان خود واقعابالابوده؟!

    3.حضرت زهرا مهریه را بخشیدند؟

    4.استادمان گفتند این میزان مهررا پیامبرتعیین کردندعلت اینکه پیامبرمهریه بالایی در نظر گرفتند چ بود؟
    تشکر
    پاسخ:
    سلام
    مقدارش رو دقیق و محقق حساب کردم تا چند وقت دیگه طی یک مقاله رسمی میزارم در ویلاگ اصلی  ان شاالله
    اون نظر استادتون هم بررسی کردم /
    نه آن زمان کجا میشده با 500 درهم 100 شتر خرید ؟؟!!!   چیزایی که خریدن باهاش معلومه !
    پول یک ذره دسته دوم بوده !  بعد باهاش 100 شتر میشده بخرن ؟!   اشتباه متوجه شدید

    حضرت دو مهریه داشتن . مهریه ای زمینی و مهریه ای اسمانی و از جانب ملکوت .
    مهریه حضرت زهرا همان اول ازدواج داده شد و با ان جهیزیه خریده شد /
    این اطلاعات شما خیلی اشتباه یود ، یا شما درست متوجه نشدید یا استادتان اطلاعاتی نداشتند/
    یا علی مدد
    سلام. خیلی ممنون از پاسخ بسیار دلگرم کنندتون.
    اگه این ازدواج به سرانجام رسید بنده چون میخام به مشهدد بیام میتونم با همسر شما رابطه دوستی برقرار کنم؟ البته اگه ایشون مایل باشند.
    پاسخ:
    سلام.
    الخیر فی ما وقع 
    بزارید ببینیم چی میشه سرانجام کار ...!
    ,بعد درخدمتتونیم
    یاعلی
    سلام. بنده تهرانی هستم یه خواستگار روحانی دارم که مشهدی است ایشان بسیار انسان مومن و متواضعی است و فقط 8 ماه از من بزرگتر است من بعداز اینکه چادری شدم (تقریبا6 سال است که چادری شده ام آن هم چادری روگیر که حتی روسری ام هم از چادر بیرون نیست) تنها چیزی که برایم مهم بود دین و خدمت کردن به دین است و همیشه در دعاهایم از خدا همسری به شدت مذهبی میخواستم. اما از آنجاییکه با زندگی روحانیت آشنایی ندارم نمیدانم چه کنم لطفا راهنماییم کنید. در ضمن خانواده ام تقریبا راضی هستند و فقط درمورد وضعیت اقتصادی نگرانند. همچنین اینکه من از آن ها دور میشوم و به مشهد میروم.
    پاسخ:
    سلام و  رحمت خدا بر شما 
    واسه آشنایی با زندگی طلبگی میتونید اجمالا وبلاگ بنده و همسرم و دیگر همسران طلبه را مطالعه کنید یه سری چیزا دستتون میاد که اگر باز هم سوالات خاصی براتون باقی موند من در خدمتتونم
    اینکه خودتون دوست دارید و خونوادتون هم راضی هستند بسیار عالیه.
    چی بهتر میخواید از هم جوار آقا علی بن موسی شدن ؟!!   مشهد تهران که راهی نیست  هر روز دلتون تنگ شد فردا ظهرش خونه مامانتونید . رفت آمدش سخت نیست به همین برکت  خانواده تون هم بیشتر پابوس آقا مشرف میشن.. خیلی خوبه .
    اما وضعیت اقتصادی :
    ببینید مسیر  راه جهاده ... کار شما هم تو این راه بالاتر از جهاده ..چون باید یار و همدم و قوت قلب یک مباذز از سربازان امام زمان باشید ... سختی های مختلفی شاید باشه از جمله اقتصادی .. شایدم نباشه!!  اما خودتونو واسه شیرین کردن سختی های زندگی کنید 
    من مخالف لفظ جنگ با سختی ها هستم ... جنگی نیست ... همه ش لطف خداست ...
    اگر در خودتون میبینید تعلل نکنید اصلا .. توکل برخدا
    فقط اگر زمانی این خواستگاری به سرانجام رسید ماهم دعوتیم ها !
    یا علی مدد
  • شاعر تبریزی
  • درود بر شیخ و استاد ما جناب عبدالزهرا....امیدورام خوب باشید و روزگار بر وفق مرادتان...
    بیست روز پیش برای اینکه همسری مومنه و مطابق با معیار من یافت شود عهدی 40 روزه با خداوند بزرگ و مهربان بستم.(لازم به ذکر که استاد شما در جریان معیارهای بنده می باشید).
    تا اینکه همین چند روز پیش موردی بسیار مومنه و با ایمان برای من پیدا شد.استخاره هم گرفتم بسیار خوب آمد.فردا موعد خواستگاری بود لیکن چند روزیست که میبینم مادرم افسرده و تنها شده.شبها خواب به چشمانش نمی آید.از تنهایی واهمه دارد و من تنها همدم و یار او هستم.چون خواهر و برادر بزرگتر هریک سراغ زندگی رفتند و پدرم هم مرحوم شدند باهم زندگی میکنیم.استاد از روی احساس و طبع لطیف دل تاب غم مادر را نیاورد و خواستگاری را به هم زدم.به بهانه ی اینکه شرایطم مهیا نیست و .... مادر در ظاهر مشتاق بودند اما من درک کردم که چقدر از غم تنهایی مرارت ها می کشد.حتی با مادر صحبت کردم که باهم و در خانه ی شما خواهیم ماند لیک مادر قبول نکردند و در ضمن گفتند هر دختر آرزوی دیدار خانه ی خویش دارد،راه های مختلفی پیشنهاد کردم اما هریک به بهانه ای رد شد.القصه به خاطر دل مادر مجرد ماندم.جناب عبدالزهرا اینها را نمیدانم چرا نوشتم اما خواستم هم با نوشتن این دل تنها را تسکین بدهم و هم فرمایشات شما مرهم این دل مرارت کشیده باشد.من هم با نوشتن کتاب و حفظ قران ان شالله طبعم را آرام خواهم کرد.به خدای بزرگ و مهربان میسپارمتان..
    پاسخ:
    سلام بر برادر بزرگوارم
    عیدتون مبارک اسعد الله ایامکم

    ان شاءالله خدا مادرتون رو واستون حفظ کنه و شمارو واسه ایشون
    هرچه خیر است در بدست اوردن دل مادر و پدرست و بس...
    خدا جواب هر یک را اینجا هزار می دهد...
    اما موضوع شما؛

    اگر مادرتان علنی به شما ابراز میکند که مخالفتی با ازدواجتون نداره و شرایط با تدبیراتی که خواهم گفت قابل تحمل است واسشون خب... ازدواج کنید و تردید نداشته باشید ... با توکل به حضرت زهرا سلام الله علیها
    تدبیرات؛ اینکه احوالات و شرایطتون رو واسه همسر ایندتون شرح کنید و تقاضا داشته باشید بیشتر در این زمینه شمارا درک و یاری کند.
    میتونید منزلی در نزدیکی منزل مادر مهیاکنید و با برنامه ریزی سرزدن هرروزه و خدمت و همنشینی با ایشون رو داشته باشید
    چون ازدواج یک امر مهم و ضروری هست و جایی که مخالفت علنی ای هم از طرف ایشون با شما نمیشه که  حتما باید با تدبیر و توکل بر خدا  اقدام کنید..
    عاقبت بخیر و پاینده باشید در پناه امام زمان
    یاعلی
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    **** **** *****
    ******** **** ** *** ******* ****
    ***** *** *** ***** **** ***** ** **** ******** ****** **** ****** * ***** ** ** ***** ***** ***** ***** ** ** *** ***** ***** ***** **** ****** ***** *** * *** *****
    ******* ***** *** ****** ***** *** ***** * ***** ******* *** ** ********* ****** ***** *** ** ****** **** ** ***** **** ****** **** ** ****** ** **** * *** **** ********** ** *** ******* ********* *** ***** *** **** **** ** ***** **** 
    ******* ** ******* ******
    ******* **** ***** ** **** ***** *** * ** ***** ****** **** *** ***** **** ** ******* **** * ***** ***** ********* *****

    ** ** ** ******* * ***** **** ********* ****** *** ** *** ***
    *** ** ***** *** ******* ** **** * ******* ** ***** *** **** **** ***** **** **** ** *** **** ***** ** ****** * ** **** * ****** ******* ****
    *** ** * ***** * ****** ** ******** ******* * ****** * ** ** **** **** ***** *****
    **** ***** * *******  ****** *** ***** ******
    **** ** ** **** ***** ******** ****** * ******* ***** ******* * ** **** ********
    ******** ****** ** **** ****** ***** ** *** **** ***** ***** ***** **** *****
    ** ***** ******** ** **** **** ****
    ** ****** ** ***** ****** ** **** ****** **** * ** ***** ***** **** ** ** ***** * **** ** ****** ** *****
    ** **** ** ******* ** ****** **** ** ** ***** ****** ***** * ***** *** ******* **** **** ** **** ***** ** *** ***** * **** **** ******
    *** ******* **** **** ***** ** **** * *** ** *** ***** **** ** **** ***** ***** ** ******** ****** ****** **** * **** **********
    ** ** ***** * ***** ******* ** *** **** ** ** ** ** ****** *** * ***** ******* ***** ***** **** ***** ** ***** ****** **** * ***** ******** ***** ****
    **** *** *** ******* ** **** **** **** * **** ** **** ** ***** **** ********
    *** ***** ** ****** * ***** ** ****** **** ****** ***** ** ***** **** ****** *

    *** *** ** *** ***** *** ***** *** ** **** * **** ** **** ****** ***** ***** ** ***** *** ***** ******* ***** ****** ******** *** ******* ** *** ****** **** * ** ** *** **** * ** *** ****** **** ***********

    ** ** ***** ****** ** ****** **** ** ***** ** ****** *** *** ******** ****** **** *** ***** ** ****** ********* **** *** *******
    ***** ******* *** **** ** **** ***** ****

    ******* ** **** ** ***** *** **** ****** **** ***** ****** ** **** ******* ******** ****** **** **** ***** ***** ***** ****

    ***** ******* **** ****** ***** ***** *** ** ** ******** ****
    **** ** **** **** ** ******** ** **** *** ***** **** ** * ** **** ** ********* **** *** ***** **** **** ****** ** ********* * **** **** **** ** *** ***** ** *** *** ** ********

    ** ***** **** ** ****** *** ***** * ***** * ******** **** ****** ** * **** **** **** ***** ** ****** ** ***** ***** **** ***** ***** ******* ***** **** ****** ***** *****
    ***** ***** **** ***** *** * ***** ******* *** *** * *********

     **** ** ****** **** **** ** ***** ****** **** ** ***** *** ***** ** *** ***** ******** ********
    ******** ***** ***** * ***** * ****** **** *** ****** * **** * ******* ***** * ***** ****** ******

    *** *** **** ***** **** ** ****** ***** **** ***** ***** *** **** ***** ** *** **** ******** ** *** ***** **** *** ***** ***** *****

    ******** ****** ******** * **** *** ***** *** ***** ****** **********
    **** ****** ** ** ****** ******


    ****** ** *****

    پاسخ:
    سلام علیکم  ورحمت الله...
    چرا عذاب وجدان ؟؟!!  ببینید در دین خصوصا مسایلی که ارتباط مستقیم با زندگی اینده ما دارد حیا ای وجود نداره باید با رعایت ادب و حرمت تمام شما مطرح کنید این مساله رو .. بسیار بودند افرادی که بعد از مطرح نکردن این مورد بخاطر شرمی که داشتند پشیمونن و الان حتی ناسززا میگن به خانواده شون ..
    لذا اول  اینکه با یک تفکر و صحیح و طرح این موضوع رو مطرح کنید و البته با تمام حفظ حرمت و منطق و ادب... حرف دلتونو بگید خطرات و مشکلاتشو بیشتر توضیح بدید

    اون چیزی هم که بهش فکر میکنید گاهی !!!قطعا و حتما اگر دیدید فعلا هیچ راهی پیدا نشد خیلی خوبه اما قطعا قبلش باید نکات بسیار مهمشو واستون بگم که اگر به اونجا رسید در خدمتم

    ان شااالله خیره, ناراحت نباشید گرچه میدونم واقعا سخته. توکلتون به خدا باشه
    اون طرحی هم که پیشنهاد کردید چند وقته پیگیرشم اگر بشه سایتی در این زمینه طراحی کنیم خیلی عالیست ...
    دعا کنید 
    یاعلی

    سلام جناب عبدالزهرا امیدوارم که بنده رو به خاطر آورده باشید
    همون هستم که خواستگار طلبه داشت و چند تا سوال از شما پرسیده بودم
     ، خواستم بگم قضیه ازدواج ما منتفی شد ، من از خیلی از معیار ها که برای خیلی از دخترهای امروزی مهم بوده و هست کوتاه اومدم البته اعتقادی هم به اون معیر های ساختگی خیلی ها نداشتم  و ندارم، مثل پول، مدرک ، شغل  طرف مقابل ، یعنی اینا تو اولویت های بعد بود برای من ، من ایمان و اخلاق روو در صدر گذاشته بودم ، از همون اول هم با معیار های خدا و اهل بیتش (ع) رفتم جلو ، خود پسر هم خیلی به نظر خوب و بااخلاق بودن ، اما این کوتاه اومدن های من و خانواده ام تاحدی منجر به سوتفاهم هایی شد تا جایی که تا حدی فکر میکردن که ما از خدامونه که با اونا وصلت کنیم ،  یا شاید دختره عیب و ایرادی داره ؟ درحالیکه قصد من فقط رضای خدا بود و اینکه در امر ازدواج نباید سخت گرفت، خلاصه یه سری رفتارهایی از جانب خانواده اونها دیدیم که خیلی پدرم مایل به ازدواج نشد .و کم کم به من اعلام کرد که می خوام بهشون بگم که دختر راه دور نمی دم و... (یه جورایی بهونمون برای رد کردن باشه ) اونها چند روز بعد از خواستگاری رسمی که  راجع به مهریه و عقد و ... صحبت هایی تو شهر ما داشتن و پسرشون نیومده بود و... به ما خبر دادن که پسرشون استخاره گرفته و بد اومده ! کلی هم عذر خواهی کردن . ! من راضی ام به رضای خدا ، شاید من لیاقت همسری یک طلبه رو نداشتم ، خوشحالم که تو امتحان خدا قبول شدم ، چون افعالم  تا به الان  مطابق با خواست خدا بودو کار رو به خودش سپرده بودم ، مثل اینکه خدا نخواست ... آقای عبدالزهرا واقعا استخاره گرفتن اون پسر درست بوده ؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    بله خاطر دارم شما رو. خدا نگهدارتون باشه و ان شاءالله همیشه راسخ و محکم پای ارمان هایدینی تون که منجر به عاقبت بخیری میشه با انرژی واستید.
    همینکه شما اصل رو رعایت کنین و محورتون اخلاق و ایمان و دین طرف باشه خیلی اوقات باعث میشه موردی هم که قسمت شما نبوده و صلاحتون نیست راضی به ازدواج نشه... پس خاطرتون به رضای خدا جمع باشه و شما وظیفتونو انجام بدید

    استخاره هم باید در ابتدا باشه تا اگر بد میاد همون اول ادامه ندن... البته گاهی هم بهونه ی اوناست !
    به هر حال ... الخیر فی ما وقع .. به خدا بسپارید
    ممنونم از جوابتون
    پاسخ:
    سلامت باشید و موفق و پیروز در بندگی 
    سلام حاج آقا
    خدا قوت
    من پدرم روحانی هستن خیلی هم خوشحالم از این وضعیت اما نمیدونم میتونم با یه روحانی ازدواج کنم یا نه آخه یه چیزایی که ممکنه از نظر شما ساده و کم اهمیت باشه رو آدم دوست داره داشته باشه مثلا رفتن به یه سری جاها
    که از نظر بعضیا  در شان یه روحانی نیست
    یا مثلا اینکه یه روحانی باید در هر شرایطی با لباس روحانیت باشه ولی خب یه دختره جوون یه سری لباسای خاصی رو دوست داره همسرش بپوشه و....
    از طرفی دوست دارم توی یه محیط مذهبی باشم

    یه مورد دیگه اینکه من خودم حس میکنم خیلی علاقه ای به درسای حوزوی ندارم چون پدرم بهم پیشنهاد کرده بودن که برم حوزه ولی من نرفتم
    حالا میشه علاووه بر جواب اینا به من بگید که همسر یک طلبه بودن چه  ویژگی های خاصی میخواد؟؟
    و من با این روحیات ممکنه با ازدواج با یه روحانی به مشکل بربخورم؟؟
    خدا به زندگی و  عمرتون برکت بده

    پاسخ:
    سلام علیکم و رحمه الله
    خیلی عالی و خوب . خدا واستون حفظشون کنه.
    چرا نتونید ؟!
    تمام اینایی ک گفتید ممکنه!  اونجایی ک لباس واسه لباس جالب نیس قطعا واسه شخص مومن هم خوب نیس بره. غیر اون هم همه جا میشه رفت بالباس!
    ما پارک کوه تفریح بازار پیاده روی پیتزا فروشی... مهمانی و... بالباس رفتیم و همه جا خیرشوهم دیدیم و بعد گفتیم چه برکتی داشته
    لباس های خاص رو هم واسه خودتون در منزل یا یکبیرون شهر یا منزل پدراتون خیلی راحت میشه پوشید !
    واسه همسریک طلبه بودن یک هدف بزرگ لازمه اینکه وااقعا قصد کمک کردن و خدمت کردن و همراه بودن و یار بودن یک سرباز امام زمان باشید و همه سختی هاشو بخاطر این هدف براتون شیرین کنید
    بشید نعم العون علی طاعت الله..


    بهترین کمک برای بندگی و خدمت  به دین... باید دغدغه دین داشته باشید و یک کلمه ؛ با امام زمان معامله کنید..
    من واستون دعا میکنم
    یاعلی
    سلام

    خیلی متشکر از راهنماییتون
    خدا خیرتون بده.
    پاسخ:
    سلام
    خواهش میکنم . ممنون از دعای قشنگتون

    سلام علیکم حاج آقا

    حاج آقا من خودم علاقه داشتم به مبلغ شدن ولی بخاطراینکه واقعا استعدادم در دروس حوزوی و عربی نبود و در علوم تجربی بود و سعی کردم علمم رو در رشته ای که ب درد زندگیم هم بخوره برم و در کنار دانشگاه الحمدلله سعی کردم دنبال دین و مذهب و علایق دینیم هم باشم و...الان که نتونستم برم حوزه واقعا دوست دارم همراه و یار یه مبلغ باشم...حالا سوالم از شما اینه:من با این ویژگی‌ها یی ک میگم خدمتتون میتونم همسر یه طلبه باشم.من همه پستهای شما و حاج خانوم بزرگوارتون خوندم...من پوشیه نمیزارم و دوست ندارم بزارم ولی حجابم کامل هست و چادریم و اصلا روسری ک جلف،باشه یا آرایش خاصی،ک ذره ای جلب توجه کنه ندارم...همیشه هم ساق دست دارم و حلاصه براهمه چیز اصل جلب توجه رو رعایت میکنم.ی مورد دیگه هم اینکه مثلا من با یسری از این چیزا ک مثلا روغن دنبه استفاده کنیم و تلویزبون اصلا نداشته باشیم(هرچند فقط سمت خدا و اخبارش میبینم)موافق نیستم،یا مثلا با مردهای نامحرم فامیل اصلا خوش و وش تاحالا نکردم و نمیکنم ولی اینطوری هم نیست ک اصلا نبینمشون ی سلام علیک رسمی میکنم...خانوادمم خداروصذهزارمرتبه شکر آبرومند و نماز خون و اهل دعا و امام حسین هستند ولی اصلااز لحاظ ممذهبی بودن در شهرمون معروف نیستیم منطورم اینه ک معمولی هستیم از لحاظ مذهب،خیلی ببخشید زیاد حرف زدم،آخه بااین شرایطم علی رغم اینکه میدونم میتونم یار خوبی بذا ی فرث مذهبی ک میخاد خدمتی برا دینش بکنه هستم میترسم با این شرایطم ب مشکل برخورم
    خدا خیر دنیا و آخرت بهتون بده و بندگی مخلصانه اش رو نصیبتون کنه
    دعاگویتان هستم
    اگه امکانش هست فقط جوابم رو لطفا بنوییبد و حرفهای خودم رو،تایید نفرمایید ممنونم بزرگوارید
    پاسخ:
    سلام علیکم .
    ادرسی از شما نمایش داده نمیشه . چون خیلی ها این سوال شما رو دارند  بهتره سوال جواب باهم باشند . خاطرتون جمع.

    اول اینکه دعا میکنم خدا بهترین هارو واستون قرار بده . اونچه که خیر و مصلحتتونه
    واما بعد درباره ی نگرانی هایی که داشتید ! اصلا نگران نباشید !!  بابا ما خودمونم روغن مایع استفاده میکنیم . پوشیه هم اصلا ملاک نیست.. اصل پوشش وجه هست منظورم همون کاریست که همه مادرای قدیمی ما با چادرشون رو میگرفتن با دستشون .
    اون صحبت هم که در حد یک سلام  و احوال پرسی رسمی خیلی خوبه دیگه اگر بیشتر نیست ... همینه دیگه خواهرم ...!!!
    واسه تلوزیونم اگر واقعا با برنامه استفاده کنید چیز مهمی نیس ... ما خودمون دونفر به این نتیجه رسیدیم نباشه برامون بهتره . چیز اجباری ای نیس   این همه طلبه تو خونه شون تلوزیون هست ...
    مهمترین مورد در شریک زندگی یک طلبه شدن دغدغه و درد دین داشتنه
    عاشق صفا و سادگی و ارمان های طلبگی بودنه

    موفق باشید
    یاعلی

    رفع ایراد شد/ ممنون
  • شرمنده ی خدا
  • سلام.
    انشالله که حالتون خوب باشه.
    ببخشید اجازه بدین مقدمه چینی نکنم و اصل مطلب رو همین اول خدمتتون بگم.
    من ساکن مشهدم. گویا شما هم مشهدی هستین. من مجردم و فعلا شرایط ازدواج رو ندارم. از طرفی فشار جنسی هم خیلی داره بهم ضربه میزنه. میخواستم بپرسم کسی رو در مشهد میشناسین که معرف خانوم های صیغه ای باشه یا اصلا راهش چیه؟  چکار کنم؟   در ضمن من خونه خالی ندارم. جایی هست که بشه اونجا رفت؟ 

    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنونم

    قطعا واسه شما که حتما سن زیادی هم ندارید و الان مجردید ازدواج موقت حتی به لحاظ روان شناسی هم توصیه نمیشه چون عواقب و تبعات سخت و زیادی محتمله . ضمن اینکه ما هم کسی رو برای این کار آشنا نداریم .

    تقوا پیشه کنید به این صورت که نماز هاتونو اول وقت بخونید ، حرم امام رضا حتما لا اقل هفته ای دوبار برید ، ورزش  تو برنامه هاتون باشه ، تو خونه تنها نباشید و در جمع های خوب و مذهبی سر خودتونو گرم کنید... و در اسرع وقت به فکر ازدواج اسان و بی تجمل باشید ...   ممکنه ، شک نکنید .
    سوالی درباره ازدواج داشتید در قسمت مشاوره ازدواج در خدمتیم
    یا علی
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام

    ببخشید بنده میخواستم سوالی بپرسم
    شما شخصی از دوستان طلبه سراغ دارید که مجرد باشد و شما واسطه گری کنید یا بنده را به واسطه گر ازدواجی معرفی کنید ...بنده دخترخانمهای خیلی متدین و ولایی و مومنی را میشناسم ...

    ان شاءالله بتوانیم از فرامین حضرت آقا حفظه الله تعالی اطاعت کنیم و امر مقام معظم رهبری روی زمین نماند.
    پاسخ:
    به نام خدا
    سلام علیکم

    بله ... زیاد سراغ داریم خداروشکر همه هم از اون درجه یک ها !
    بنده خودم هم واسطه هستم .

    در خدمتتونم
    سلام جناب عبد الزهرا
    ممنون از اینکه در اسرع وقت به سوالات بنده پاسخ میدید
    دو سوال دیگه هم داشتم خدمتتون
    واقعیتش بنده از ترم 3 دانشگاه بود که چادری شدمم و به عبارتی مسیر زندگی ام به کل عوض شد به لطف خدا ، همیشه هم سعی کردم با دلیل و منطق به اعتقاداتم پایبند بمونم ، این قضیه رو به خواستگار هم گفتم ایشان هم چند تا سوال راجع به گذشته ام پرسیدن که مثلا وقتی مانتویی بودم حجابم چطور بود یا رابطه ام با نامحرم چطوری بود موسیقی چی گوش میدادم و...بنده هم به صورت کلی یه چیزهایی بهشون گفتم نمی دونم گذشته من چقدر براشون مهمه ، من از گذشته ام توبه کرده ام ،الان اگر دنیا رو هم بهم بدن حاضر نیستم یک ثانیه اون اشتباهات رو تکرار کنم ، بهشون گفتم که مانتویی معمولی بودم و حجابم کامل بود واقعیت رو هم گفتم اما همه حقیقت رو نگفتم مثلا نگفتم دوران دبیرستان تا مثلا دوم دبیرستان جلوی نامحرمان فامیل روسری نمی پوشیدم و بلوز شلواری بودم ! اما اصلا با نامحرم رابطه ها اینطور نیود که شوخی بکنم یا دست بدم یا.... فقط پوششم مشکل داشت که خدا منو ببخشه ، حالا سوالم اینه به نظر شما بهشون بگم که روسری نمی پوشیدم یا نه؟ من الان 5 ساله که توبه کردم و دیگه جلوی نامحرم های فامیل هم چادر رنگی می پوشم و حجابم کامله طوری که دوست های چادری ام که مذهبی هستن و از بچگی هم چادری بودن گاهی اوقات به من میگن که تو دیگه خیلی سخت میگیری ! و... خانواده خواستگارم وقتی برای تحقیق به یکی از دوستهام زنگ زده بودن ازش پرسیده بودن تا حالا دیدی توی عکسی حجاب نداشته باشه یا نه؟! من نمی تونم تضمین بدم که عکس بی حجابی دست فامیل نداشته باشم یا مثلا فیلم مهمانی بوده باشه و من اونجا مثلا حجاب نداشته باشم ، باور کنید هروقت یاد اون دوران می افتم دلم میهخواد گریه کنم ،( امیدوارم خدا منو ببخشه ، )خلاصه به نظر شما اگر براش شفاف سازی کنم گذشته امو  خوبه؟ دلم نمی خواد فردا توی زندگی همه اش بترسم نکنه شوهرم یا خانواده اش عکس یا فیلمی مثلا بدون روسری از من ببینن ، یا اگه ببینن این مسئله قردا باعث مشاجره و دعوا نشه . نمی خوام اینطوری باشه که خدا بخشیده ولی بنده اش نبخشیده ، این خواستگار موقعیت خوبی داره و از هر لحاظ با آرمان ها و معیار های من تطابق داره ، دلم نمی خواد این موقعیت رو از دست بدم ،  لطف میکنید اگربنده رو راهنمایی بفرمایید .

    سوال دومم اینه که با توجه به اینکه بحث مشکلات در مسائل جنسی یکی از عوامل اصلی طلاق به حساب میاد ، چطور میشه که بحث سرد بودن یا گرم بودن طرف مقابل رو دریافت؟ از اونجایی که روی خوم شناخت دارم مطمئنم که این قضیه رو به صورت سوال و در کلام نمی تونم از او بپرسم چون روم نمیشه ، و اون طرف هم با توجه به شرم و حیا ی  فوق العاده ای که داره یقین می دونم که این سوال رو از من نخواهد پرسید، به نظر شما چطور میشه که نسبت به این قضیه مهم اطلاع پیدا کرد ؟ ممنون میشم باز هم بنده رو راهنمایی بفرمایید.
    متشکرم
    پاسخ:
    به نام خدا
    سلام علیکم . ممنونم انجام وظیفه ست/

    هیچ دلیل به گفتن جزئیات گذشته تون نیست . چه آنکه با پشیمونی و توبه قطعا خدا بخشیده و این دسته از امور مسائلی نیستند که گفتنش به همسر هنگام خواستگاری از ضروریات باشه .
    چه بسا مرد ها به خاطر  غلبه خصلت غیرتی که دارند واسشون سنگین به نظر بیاد اما ؛

    اموری که خواستگار شما تاکید بر آن دارد  و یا مسائلی که احتمال میدهید فردا مساله ساز باشد رو باید بررسی کنید .

    اگر همین بحث عکس هست خب پیگیری کردنش در خانواده خیلی کار سختی نیست . به دوستان و خانواده ای که با هم حشر و نشر زیادی داشتید و فکر میکنید عکسی بی حجاب از زمان قدیم شما دارند به همه اعلام کنید شرایطتونو . وبخواید همه حذف کنند این عکس هارو و بسپارید اگر فیلمی بوده محافظت بشه .
    قطعا خویشان و دوستان خصوصا وقتی شما همسر یک طلبه بشید خودشون هم حواسشون خواهد بود به صیانت و حفظ بیشتر این امور.

    توبه کنید . در حد کلیت به ایشون کنایه بگید که امام زمان سالهاست دستتونو گرفته و الان نسبت به قدیم فرق کردید ! و با تدبیری که عرض شد لزومی به گفتن جزئیات نیست




    اما درباره مساله دوم.
    بله . بسیار مهم هست .   اما فکر نکنید اگر مزاج ها به هم نخورد دیگر زندگی غیر قابل تحمله .
    گاهی انقدر علاقه و موقعیت خوب هست و شرایط ایده آل ... که واقعا این مساله اصلا در اولویت ها قرار نمیگیرد .
    راه هایی واسه تشخیص مزاج هست .. اما اگر خیلی واستون مهم بود میتونید یک مشاوره برید . معمولا مشاوران این مساله رو در می آورند .
    باز اگر در این باره سوالی بود در قسمت سوالات زناشویی پایگاه مطرح فرمائید.
    یا علی مدد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی