مشاوره


بسم الله الرحمن الرحیم


با عرض سلام و خوش آمد گویی

لطفا در این قسمت فقط سوالات مربوط به  مهارت های زندگی را مطرح کنید .

سعی ما بر این است که در اسرع وقت جواب داده شود . لذا از تحمل و بزرگواری شما پیشاپیش ممنونم.



* نکته بسیار مهم :

پیام های خصوصی اگر بدون آدرس باشند امکان ارائه پاسخ وجود نخواهد داشت

پس لطفا ضمن گذاشتن آدرس ، پیام ها را بطور خصوصی ارسال نفرمائید


ضمنا مدتی است به دلیل فراگیر شدن فضای مجازی موبایلی و حضور بیشتر افراد در آن ، غالب پرسش و پاسخها در تلگرام و اینستاگرام صورت می گیرد ، لذا اگر برای دریافت پاسخ خود عجله دارید از طریق تلفن همراه با آدرس های زیر ارتباط داشته باشید

آی دی تلگرام :    abdezahra135@

آی دی اینستاگرام :   abdezahra.ir@ 


نظرات  (۴۶)

سلام و عرض ادب
جناب وثوقی بنده دو سال و نیمه ازذواج کردم و متاسفانه در دوران عقد چیزایی از گذشته اش فهمیدم
فهمیدم که با زن داییش ارتباط تلفنی در حد دوستت دارم و .... داشته
فهمیدم که همین زن داییش براش دختر داییشو جور کرده و با هم دوست شدن و فهمیدم که دوست دخترهای زیادی داشته(چیزی که من در مجردی به سمتش نرفتم)؛ که متاسفانه زن داییش و دختر دایی زن داییش را مرتب میبینم و داغون میشم...
چیکار کنم؟ تو محبتم به شوهرم تاثیر میذاره، دیدن اونا روح و روانمو به هم میریزه اذیتم میکنه اعصابمو خورد میکنه ... چیکار کنم؟
پاسخ:
سلام علیکم .

من نمیدونم حالا شما اینها رو از کجا فهمیدین و این اطلاعاتتون چقدر مستند و قطعی میتونه باشه اما کلا توصیه های روایی قرانی ما رو به این سمت هدایت میکنه که ؛  لا تسالوا عن اشیا التی ان تبدوا لکم تسوکم ... یعنی پیگیر و دنبال فهمیدن اموری که موجب ناراحتی و کدورت شما میشه ، نباشید . 
یا توصیه ای مثل ؛ ولا تجسسوا ..  مشغول تجسس و بدست اوردن اطلاعاتی که فایده ای برای شما نداره و چه بسا موجب زحمتتون میشه نباشین .
احتمال داره اطلاعات صحیحی بدست شما نرسیده باشه و بعضی از این شنیده ها هیچ واقعیتی نداشته باشه
اگر این روابط صرفا مربوط به گذشته بوده که تمام شده و اصلا نباید هیچ پیگیری کنیدش و ایشون هم از رویه گذشته ش برگشته و الان تو راه راسته .
اگر هم خدایی نکرده چنین رابطه ای علنی هنوز وجود داشته باشه که خب باز باید مسایل دیگری بررسی بشه 
اما به هر حال ؛  اولا حسن ظن  بیشتری داشته باشید . ثانیا اگر رفت و امد شما با اونها امکان داره موجب گناه و رابطه غیر مشروعی بشه به توصیه های اسلامی در خصوص روابط نامحرمان ورعایت شئون اسلامی بیشتر دقت و عمل کنید . هم شما هم ایشون خیلی گفت و گوی راحت و صمیمی در نشست های خانوادگی و دوستانه تون با نامحرم نداشته باشید و ...
سوالی بود در خدمتم

سلام خسته نباشید اگر میشه سوال من نمایش داد نشه و اگر نمیشه جواب ندید چون میترسم همسرم وبلاگ بخواند و ببیند
من یکسال و چندماه است که عقد کرده ام
شوهرم اهل نماز اول وقت و واجبات است
مشکل من این است که احساس می کنم من را نمی خواهد،من بی محابا به ا. محبت میکنم بهرتین ظاهر لباس عطر کادو ...خانواده ام همیشه به احترام می گذارند خودم تحصیلات عالیه دارم ولی...همسرم از عروسی می ترسد،ترس او از این است که پشیمان شود!!!
تا جایی که چندروز پیش به من گفت تو خیلی خوبی،دل پاکی،خانوادت خیلی خوب هستن اما من معیارهایی می خواستم که چون در تو نمی بینم شک دارم که بتوانم خوشبختت کنم
گفت من یکدفعه در فرایند خواستگاری افتادم و بار اول هم بود که خواستگاری می رفتم،خانوادم مرتب گفتن شما خیلی خوب هستید که البته هستید ولی جهان بینی ما با هم فرق داره و این باعث میشه من شک داشته باشم
و گفت چیزهایی که ازت میخوام هم اگر انجام بدی مصنوعی میشه من میخوام خودت باشی و خود واقعیت اونی که من توی ذهنم بوده نیست
ما مشاوره هم رفتیم،مشاور به من گفت همسرت تو را از لحاظ ظاهر و رشته و دانشگاه کم می بیند.او همسر خیلی زیبا و همسر پزشک می خواسته!!
من این پسر را بدون کار قبول کردم و یکسال وارد حریم من شد و حالا تازه میگه میترسه پشیمون بشه و شک داره که عروسی کنه با من یا نه!!
دلم از این حرفها فقط خدا میدونه چطوری شکست
خوب او هم ایده آل من نیست اما حرمت عهد ازدواج چی میشه؟اینکه بعد از یکسال به خاطر همچین دلایلی بخواد پشت پا بزنه به عهد و پیمانش؟
و در آخر به من گفت من بهت علاقه دارم که یکسال با این موضوعات کنار اومدم و حالا هم علاقه دارم بهت
و گفت که اجازه بدو استخاره بگیره
من نپذیرفتم
عزت نفسم خورد شده اما از جدایی می ترسم بهش علاقه دارم اما اگر بعد از عروسی پشیمان شد چی؟
من غرق محبتش کردم اما تا می فهمه یکی از دوستهاش مثلا با پزشک ازدواج کرده دوباره میره توی فکر و محبتش بهم کم میشه
داره منم با خودش دچار مشکل میکنه
من چکار کنم؟
بگذارم استخاره بگیره؟
یا نه اصلا بگم تو که انقدر شک داری و از نه شدن استخاره نمی ترسی برو از ردگیم بیرون ولی خیلی سخته خیلی
یا.....
چکار کنم؟

خدا چه چیز را می پسندد؟حفظ زندگی حتی به قیمت زیر پا رفتن عزت نفس و یا نه زندگی عزتمندانه و جدایی

پاسخ:
سلام علیکم .

ان شاالله که به حرمت اقا امام حسین که در ورودی محرمشون هستیم  خدا به زندگیتون برکت و ارامش بده .
قطعا چنین بهانه هایی برای جدایی اصلاقابل قبول نیست , مگر میشه انقدر بی پایه و سست  تصمیم جدایی گرفت !

شما اقدامی بر جدایی اصلا نکنید ...
مهر و محبت و پیمانتونم پابرجا و محکم نگاه دارید...فقط زیاد نزارید عقد طول بکشه و کارهارو برای مهیا کردن عروسی زودتر بدست بزرگترهاتون بسپارید.
اگر احیانا بزرگتر معنوی دارند ایشون , حتما یک جلسه  هم این حرفا رو با ایشون در میان بگذارید تا از طرف اون بزرگتر معنوی هم هدایتی صورت بگیره ...

با سلام مجدد

تشکر از پاسخ شما

ببخشید درست است به نظر میرسد این زندگی یک چهارچوب دینی دارد حالا بالا رفتن سطح اون اول به خواست خدا و بعد تلاش خودمان بر میگردد

اما مسئله این است که یکسری تفاوتها ذاتی و نهادینه شده است

من در مدت یکسال آشنایی با همسرم و مراجعه به مشاور فهمیدم که وقتی مردی عزت نفس و مناعت طبع ندارد من نمی توانم این را به او بدهم

وقتی همسرم مرتب از لحاظ مالی عادت کرده به تکیه به دیگران و به نوعی شخصیت دلگی پیدا کرده من نمی توان این را از او بگیرم

وقتی شخصیت او در حدی مادی است که حتی انتخاب همسر را هم با ملاکهای مادی انجام داده من چکار کنم برای این ادم؟

ترسم از تربیت بچه هاست

چون این رفتارهای مادی باعث شده تا الان خودم که تا دیروز سرشار از عزت نفس بودم دچار ترس و حرص بشم،با اینکه همسرم حقوق نسبتا مناسبی دارد و خونه هم برای شروع در اختیارمان می گذارند

همسرم دوست دارد من به فرک درآمد زایی باشم

ولی من دغدغه های دیگری داشتم

اصلا جنس دغدغه ها متفاوت است

بچه هایم چه میشوند دختری که ببیند چون ماردش خانه دار است احترام کمتری پیش پدرش دارد یا پدر هنگام پول دادن عزت نفس او را حفظ نمی کند آیا فردا به دنبال دین میرود یا پول؟

و ایا پسری که موقع ازدواج پدرش به او بگوید همسری انتخاب کن که سطح اقتصادی یکسانی با تو  داشته باشد و کمک خرج تو باشد چون الان شرایط جوری است که فلان و بهمان چه؟

ایا خیلی از اصول تربیت دینی به جهان بینی معنوی نیاز ندارد؟

مگر نگفتن به نماز و روزه مردم نگاه نکن بلکه به امانتداری و صداقتش...

در بزنگاههایی که باید به جای انتخاب نفسانی انتخاب خدایی کنیم ایمان ما محک می خورد و من فکرمیکنم  در ازدواجم انتخاب خدایی نکردم...فقط ترس از عدم ازدواج باعث شد...اما واقعا فکر نمیکردم اوضاع تا این حد فاجعه باشد...

نظر شما چیست؟

مناعت طبع مهم نیست؟تربیت بچه هایم چه میشود؟

یکسال است خواب راحت ندارم برایم دعا کنید

پاسخ:
سلام علیکم .
در باره ی کار که تصمیم فقط با خود شماست , بعید میدونم ایشون هم بخوان بیش از حد شمارو مجبور به این تصمیم بکنن, ضمن اینکه با به نمایش گذاشتن هنرهای خانه داری و کدبانویی هم بهتر میتونید مزیت خانه داری را مورد توجه قرار بدید.
سعی تون بر این باشه که با همون مناعت طبع ازشون توقع زیاده در خرید نداشته باشید , حد اقل در این اویل زندگی.

و اما درباره تربیت اولاد که درصد غالب متوجه شخصیت مادر است .
تشبیه جالبی نیست لکن حتما جریان محمدبن ابی بکر را شنیدید که بخاطر تربیت صحیح و معرفت مادرش حتی محمد بن علی صدایش می کردند ..

بهرحال تا زمانی که دین و جان در خطر جدی نباشد حتی فکر جدایی هم از  وسواس شیطان است .. 
موفق باشید

با عرض سلام

دختری 28 ساله هستم که حدود یک سال است عقد کرده ام.من همسری بسیییار متدین در حد طلبه میخواستم و خودم تقریبا در سن 22سالگی به حجاب و اعتقادات روی آوردم به لطف خداوند...اما حالا به هر علتی ازدواجم طول کشید تا پارسال که خواستگاری برایم اومد از خانواده ای متدین و سرشناس

پسر ظاهرا بسیار علاقمند به مذهب بود و خودش میگفت دوست داره کسی دستش بگیره در این راه

خودش اهل نماز اول وقت-خمس  و مخالف ماهواره بود.اما موسیقی گوش میداد کم و بیش فیلم هم گاها می دید

خوب اون متدینی که من میخواستم نبود ولی هم من سنم لب مرز بود 27ساله و هم تمایل اقا به مذهب و هم اینکه از بین کلی آدم بلاخره دیدیم یکی اهل ماهواره نباشه خوشحال کننده بود

البته در حقیقت ترس از سن و ترس از واکنش خانواده که دیگه مذهبیه و ایده آل پیدا نمیشه باعث شد جواب مثبت بدم

ولی این مرد به دلم ننشست که ننشست

نه ادبش جای تعریف داشت نه جهان بینی معنوی داره...فوق العاده مادیه دوست داره زنش پابه پاش کار کنه..به چیزهایی مثل ارث فکر میکنه! و من می ترسونه!!

نماز اول وقتش اگر جایی باشه که نتونه به طور معمول بخونه میگذاره قضا بشه اینطوری نیست که حول باشه  قضا نشه..

اهل چشم و هم چشمی...قیافه زنهای دیگران نظر میده اعتراض هم که میکنم میگه نگاه من عادی اسلام نگاه بدون شهوت اجازه داده من فقط کمی تیزم همه مردها می بینن من مشکلم اینه که میگم!!!

جدیدا دیدم یک فایل آموزش مطالب جنسی با عکس روی موبایلش داره میگه برای آموزش ولی میدونم گویا حرامه دیدن این عکسها..

فوق العاده نگاه جنسی داره و گاها خودارضایی هم میکنه در حضور من البته میگه ناخواسته شد چون در فلان مرحله با دست بودن اشکال نداره ولی در بهمام مرحله اشکال داره!!

به کمک خانوادم چشم داره

گاهی میگه هنوز کسی خدا کامل به من نشناسونده..میگه کاش ماه رمضون زود تمام بشه...میگه کلی دختر آرزوی من داشتن..جدیدا دارم شک میکنم اهل خمس دادن باشه اصلا..

به کمک مالی پدرم چشم داره..گاهی سخنرانی گوش میده و گاهی میگه حرفهای آخوندا رو تکرار نکن!!

پر از تناقضه این آدم

من روی ارامش ندیدم

من تنهاتر از قبل شدم در مسیر خدا

من یاری میخواستم در مسیر بندگی ولی این آدم خیلی مشکل داره

در ضمن پیش مشاور هم رفتیم گفت خیلی متزلزله و امکان پشیمون شدن از ازدواجش هست

و اینکه تورو در حد خودش نمیدونه درحالیکه به گفته مشاور من ایراد بزرگی ندارم..به مدرک من که دانشگاه آزاده و اینکه اهل درامد زایی نیستم و اینها به مشاور گله کرده بود!!

من چکار کنم؟

جدا بشم رها میشم؟

یعنی ممکنه دوباره روی ارامش ببینم

میشه با ادمی که جهان بینی متفاوتی باهات داره زندگی کنی یک عمر

و اگر جدا بشم ایا دیگه اصلا فرصت ازدواج خواهم داشت؟

خدا چه کاری دوست داره؟

البته ناگفته نماند همسرم به شدت عاطفی است و زود گریه میکند و نیز هیچوقت صداش بالا نمیره

البته ویزگی اول کمی نشانه ضعف هم هست

خواهشا زود کمک کنید

التماس دعا

در این یکسال من آرامش ندار

پاسخ:
سلام علیکم و رحمت الله .
اینکه خانواده همسرتون از متدینین و سرشناس ها هستند جای شکر داره
اینکه همسرتون اهل نماز هستند , گرچه گاهی کم توجهی داشته باشند جای حمد خدا داره .  مطمانان با پیگیری هایی به عنایت خدا میشه کارهایی کرد که توجه به نماز بیشتر و بیشتر بشه.میگید بعضا اهل سخنرانی گوش کردن هستند , میتونید سخنرانی ها و کلیپ های درباره نماز رو در دسترسشون بیشتر قرار بدید ... همت خود شما محل ترفیع در جه تونه در این کار . میتونید از احادیث درباره اهمیت نماز براشون گه گاهی پیامک کنید . یا در اتاقی , جایی قاب بگیرید .
شما میخواستید برای مسیر بندگیتون یار داشته باشید , بنظرتون چنین شخصی که بستر اولیه بندگی را در حد مطلوب داراست و شما میتونید با وجود این شرایط هم خودتونو به این بهانه محکمتر کنید و هم کمک کنید تا یک بنده ی دیگر خدا هم بیشتر به او نزدیک شود, یار نیست ؟؟
یار خوب یعنی کسی که با شما باشد , کنار شما و در طی مسیر موجب توفیق شما گردد... واقعا چنین کسی که شما توصیف کردید میتونه خیلیی به ترفیع درجه شما و بندگی با اخلاص شما کمک کنه ...
ایشون اهل عاطفه ست , یعنی فطرتی نرم خو دارد . شما با صبر و محبت در کنار این همراه زندگی میتونید هم خودتونو بالا ببرید هم به ایشون کمک کنید ,  ویژگی ای که چه بسا  در غیر این شرایط واستون مهیا نبود.
الان هیچ خطرجدی ای زندگی دینی شمارو تحدید نمیکنه ... چرا نشه ارامش داشت ؟؟چرا نشه با این شرایط زندگی کرد؟!
شما مقدمات یک زندگی با چهارچوب دینی را دارید.الحمدلله.. پیشرفتش به همت و اخلاص شما برمیگردد.
ان شاالله خدا توفیق دهد .
یاعلی
سلام حاج آقا
دلم گرفته، نمیدونم از کجا شروع کنم...
من عاشق شوهرم و زندگیم هستم، زندگیم خیلی خوبه، شوهرم خیلی خوبه، عاشقمه! اما یه سری رفتارهایی داره که شده سوهان روحم! تاالان طبق آیات قران سعى کردم با صبر و چشم پوشی از رفتارهاى آزاردهنده ش بگذرم. چون وافعا حوصله دردسر ندارم. اما چند روز پیش که سفره دلمو براى یک دوستى باز کردم گف اشتباه میکنم که این غصه ها رو تو دلم نگه میدارم و باید حرکتى بکنم براى حل مشکلاتم. 
یه مشکل بزرگ شوهرم اینه که وقتى کارى رو ازش میخوام انجام نمیده. انققققددددد انجام نمیده و پشت گوش میندازه تا مجبور میشم خودم انجامش بدم.  ایشون کارهای شخصیشم انجام نمیده. مثلا لباساشو درمیاره میندازه رو تخت یا رو مبل، اگر یکى دو بار بهش بگم بردار، برنمیداره، اگرم بیشتر تکرار کنم دلخور میشه و میگه نمیخوام بردارم اصلا، خودت بردار!!!
یا هر بار میخواد بره بیرون یه لباس جدید درمیاره میپوشه، وقتى برمیگرده یا میندازه رو مبل و تخت ک من باید جمع کنم بذارم رو چوبلباسی، یا خودش میداره رو چوبلباسی. انقد این کارو تکرار میکنه تا دیگه جایی رو چوبلباسی نمى مونه. و انبوهى از لباسا روش هستن که با هر تکون میفتن پایین! یعنى حتى جا نیس من لباسامو آویزون کنم یا بردارم. بهش میگم بیا لباساتو بردار هرکدوم کثیفه بده بندازم سبد لباس چرکا هرکدومم میخواى بپوشی بذار پشت در. بش میگم وقتی یه لباس درمیارى میپوشی همونو انقد بپوش تا کثیف بشه بعد یه لباس جدید بردار بپوش. نه اینکه یه کوپه لباس همه هم نیمه کثیف! 
خلاصه گوش نمیکنه و فقط لباس پشت در رو چوبلباسی تلنبار میکنه. تا من مجبور میشم همه رو از پشت در بردارم بذارم یه گوشه کنارى تا ایشون بیاد تفکیک کنه. وقتى هم بهش میگم یا میگه باشه و پشت گوش میندازه یا میگه خودت برو جدا کن . 
یا مثلا لباس میشورم میذارم خشک میشه همیشه خودم لباساشو تا میکنم میذارم تو کشوش، اما اکر یه دفعه من وقت نکنم و بهش بگم خودش بذاره دیگه مهلوم نیس کى ایشون بیاد برداره لباساشو. یه بار لباساشو گذاشتم کوشه اتاق گفتم لطفا تاکن بذار تو کشوت، گف باشه اما تا یه هفته همینطور رو زمین لگد میخوردن تا خودم بالاخره جمع کردم. 
یا مثلا یه وسیله اگه از بالاى کمد دیواری بیاریم بیرون، بهش بگم وردار بذار بالاى کمد، انقد لفتش میده که نکو. الان سه هفتهس یه وسیله دراوردیم قراره ایشون بذاره بالا. هربارم میگم میگه باشه میذارم  ولی کى دیگه؟ اگر بهش نگم که دیگه اون کار مى مونه تا ظهور صاحب الزمان انجام بشه! اگرم بگم چند بار تاکید کنم عصبانى میشه و دعوا درست میکنه. تاالانشم هرکارى این مدلى رو زمین مونده خودم انجام دادم. اما دیگه تا کى؟ کى میخواد درست بشه این مرد؟ کى میخواد متوجه بشه یه کارهایی تو خونه رو باید به عهده بگیره؟
دکتر فرهنک تو سی دی هاى مشاورهش میگه کاراى شخصی اقایون رو انجام ندید! اما مکه میشه؟ خونه میشه بازار شام! جالبه شوهرم از بی کفایتی من میدونه اگر کاراشو انجام ندم! 
اینم بگم شغلش ادارى نیس جورى هم نیس که هر روز بره سر کار. هفته اى دو روز بیشتر نمیره، روزا هم تا ظهر خوابیم هردومون!
تازه ایشون خریدم نمیزه. اکر جیزی لازم داشته باشم باید خود برم بخرم جون جند بار بهش میکم بشت گوش میندازه منم خودم میرم میخرم. این یکى دیگه خیلی برام عذاب آوره. شما فکر کنید ما یه مدت دو هفته تو خونه نون نداشتیم منم نمیرفتم بخرم تاایشون مجبور بشه خودش بخره اما انقد نرفت تا بالاخره خودم رفتم خریدم. الانم که اومدیم طبقه بالاى خونه مامانش اینا، برادرشوهرم یا مادرشوهرم برامون نون میخرن و من واقعا خجالت میکشم از این بابت. 
اینم بگم من پدرشوهرم جانبازه و شرایطش جوریه که حتى کارهای شخصیشم نمیتونه به راحتى انجام بده. یعنى تو خونه اونها، مادرشوهرم همه کارها رو انجام میده اکثر مواقع خریدها رو هم خود مادرشوهرم میره. بعضی وقتا هم برادرشوهرم رو میفرسته خرید.  
مشکلات دیگرى هم هست که بعد از جواب دادنتون به این پیام اونا رو میگم.
پاسخ:
سلام علیکم 
خب خدارو شکر که مشکل اصلیتون یه همچی چیزایی هست !
میدونم واستون سخته اما واقعا خدارو شاکر باشید !
راستش خیلی از این فضاها رو شما خودتون به این شکل جهت دادید ... ولو ناخواسته .
یعنی خرید ها رو باید توی یک لیست قشنگ و مرتب واسه شوهرتون بنویسید با یکمی هنر ! مثلا چند جمله صحبت و ابراز محبت هم بالای برگه بنویسید و موقع بیرون رفتنشنون بدید دستشون و قبل برگشتنشونم  یا اوری کنید با تماس.
یا مثلا برا گذاشتن وسیله سر جاش وقتی دارن تو خونه راه میرن , با مهربانی و پر هیجان و انرژی دستشو بگیرید  بیارید جای انبار و وسیله رو بدید دستشون و کمکشون کنید تا باهم بزاریدش بالا.
درباره ی لباس ها اما چه اشکالی داره شما کلا مسوولیت جمع و جور کردنشو بعهده بگیرید ؟! قبول دارم ایشونم خوبه کمک کنن اما خیلی هم موضوع مهمی نیست , کار سختیهم نیست واسه شما..
موفق باشید .
در پناه خدا .
سلام طاعات و عباداتتون قبول .ان شاالله سفر تبلیغی خوب و پربرکتی داشته باشید .قبلا هم یکبار براتون پیام گذاشته بودم در رابطه با مشکلی که باهمسرم دارم .گفتم که ایراد گیر و...هستن والبته قبلش هم درباره خصوصیات خوب ایشون گفتم که بدونید فقط بدی نمیبینم بلکه فقط این خصوصیاتشون ازارم میده .متاسفانه گاهی نمی دونم به چه دلیلی این بد خلقی ها بیشتر میشه وجالبتر اینکه وقتی تو محل کارشون احساس راحتی میکنند ایرادگیریها و اشکال تراشیها وبهانه گیریهاشون تو خونه خیلی بیشتر میشه یعنی درست برعکس اونچه که تصور میشه.واینو خودشون هم چند بار گفتن که وقتی خیالم از کارم راحت میشه تو خونه مشکلاتمون بیشتر میشه .وقتی مشکلی دارن تو خونه تبدیل به مرد ارومی میشن که اهل مشورته وهمیشه هم گفته وقتی باتو مشورت میکنم راه حلهای خوبی میدی که عاقلانه هستش ولی وقتهای دیگه دقیقا برعکس اینه من به عنوان یک زن و به حکم نهجالبلاغه متهم به ناقص العقل بودن و کوته فکری و ...اینها میشم .مثلا وقتی ازش خواهش میکنم که خودش رو اذیت نکنه و با وجود اقساط خیلی زیاد دوباره وام نگیره با عصبانیت بهم میگه اگه میخواستم به حرف تو گوش کنم الان هیچی نداشتم .دلیل مخالفت من فقط اینه که میبینم وقتی موعد بازپرداخت میرسه چه حالی میشن حتی از فکر وخیال زیاد دچار ناراحتی معده شدن گاهی میگن قلبم تیر میکشه وچند بار هم راهی بیمارستان شدن .اما باز هم حرف من رو جور دیگه برداشت میکنن .حاج اقا هیچ کس زیارت اقا امام رضا رو دوست نداره از دست بده برای مثال عرض میکنم ما امسال نوروز یه سفر به مناطق جنگی داشتیم ماه گذشته هم که برای کارشون شمال میرفتن مارو هم با خودشون بردن که هر دو مورد با قرض کردن پول از اطرافیان بوده حالا هم قصد دارن وام بگیرن تا من و بچه ها و خانواده خودشون رو ببرن مشهد .وقتی بهشون گفتم که ازت ممنونیم که به فکر ما هستی اما ما امسال مسافرت رفتیم دیگه خودت رو به زحمت ننداز از دست من عصبانی شد من به هیچ وجه قصد دخالت در امور مردانه ایشون رو نداشتم فقط منظورم این بود هم تشکر کنم وهم بگم که راضی به فشار افتادن ایشون نیستم .البته بعد حسابی به خودم تشر زدم که به تو چه ربطی داره خودش میدونه ولی به خدا دلم براش میسوزه .جالبه برای اینکه فشار نیفته حتی زیادخرید نمیکنم و با قناعت زندگی رو اداره میکنم اما به خلاف این از طرف ایشون متهم میشم ایشون خواهر نداشتن و رابطه با خانمهای فامیل رو هم در حد صفر بوده براشون برای همین همه خانمها رو با مادر خودشون مقایسه میکنن و همه رو همونطور میبینن.ومتاسفانه مادر همسرم دقیقا بر عکس من هستن .
ببخشید خیلی پرگویی کردم فقط از شما یه خواهش دارم و اون هم اینکه بهم بگید چیکار کنم تا صبرم زیاد بشه و با همسرم بتونم مدارا کنم و همه حرفها و کارها رو ندیده بگیرم الان تحمل میکنم اما مثل یک بمب یک دفعه منفجر میشم و من هم دعوا رو ادامه میدم دوست دارم خیلی راحت بتونم در برابر تمام کارهاش سکوت کنم و ناراحتی هام رو روی هم انبار نکنم تا یک دفعه مثل انبار باروت منفجر نشه.
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتون. خوش امدید . بعضی مردها اصلا دوست ندارند وقتی دارن زحمتی میکشن و میخوان کاری واسه خانوادشون بکنن کسی حتی کوچکترین مخالفتی با این خیرخواهی و فداکاری بکنه... ولو شما قصد دلسوزی داشته باشید ... لذا کلا این امورات اقتصادی رو کلا به خودشون محول کنید . اگر هم نکته ای میخواید بگید به نحو راهنمایی و تذکر اصلا نباشه ... مثلا برای این مسافرت ابراز خوشحالی میکردید . تشکر میکردید اول قبول میکردید و  شادابی تونو ابراز میکردید بعد با حالتی خودمانی میگفتید : خب واسه تون سخت نیست ؟ اسباب زحمتتون نشیم ...
فقط همین قدر , چیزی ک شما گفتید  بیش از این بود.
شما روند قناعت پیشگی و خرید در حد معمول خودتونو ادامه بدید , امورات معیشت خانواده اصلا به خانم مرتبط نیست. خصوصا وقتی ایشون از این کار ناراحت بشن . اگر موردی خاص ب ذهنتون میرسه از کانال مادر شوهرتون غیر مستقیم بهشون برسونید طوری که نفهمن حرف شماست ... ب خصوص که از مادرشون هم بیشتر حرف شنوی دارند .
در پناه خدا , یاعلی علیه السلام
سلام آقای عبدالزهرا
چطور میشه به خدا حسن ظن پیدا کرد؟
چطور میشه با وجود مصلحت هایی که خدا برات می خواد ولی تو درکشون نمیکنی و حکمتشو نم نمیدونی ایمانت نسبت به خدا سست نشه و خدایی نکرده حسن ظنت نسبت به خدا  کم نشه؟
می دونم ، که خدا هیچوقت واسه بنده اش بد نمیخواد ولی نمی تونم اینو با تمام وجودم درک کنم ...
می دونم «عسی ان تکرهوا شیءا و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم» ولی کسانی مثل من ک ایمانشون ضعیفه نمی تونن به این آیه پایبند بمونن و درکش کنن
چیکار کنم تا وقتی مهلت مصلحت خدا برای امتحان من تموم بشه  ، ایمانم سرجاش بمونه؟  و به خدا ، نعوذ بالله سو ظن پیدا نکنم؟...
منظورم از سوء ظن خدانکرده شک به وجود خدا یا چیزهای دیگه نیست ، منظورم اینه گاهی اوقات فکر میکنم که خدا همه اش می خواد از بنده هاش امتحانای سخت بگیره ، یا نعوذ بالله زجرشون بده ، یا بنده ها همه اش باید تقاص گناهایی ک کردن پس بدن ، حالا چه توبه کنن چه نکنن ... اینجور مزخرفاتی که گاهی به ذهنم خطور میکنه ...
چون شنیدم اگر بنده ای گناهی بکنه ممکنه تا مدت ها به خاطر تبعات اون گناه دعاهاش محبوس بشه یا خدا اون رو از نعمتی ک قراربوده بهش بده محروم میکنه ...
من بارها و بارها توبه و استغفار کردم ، سعی کردم عمل صالح رو هم جایگزینش کنم ولی چه کنم که این چرندیات به ذهنم خطور نکنه ....
ان الله یحب التوابین پس چی میشه ؟
کمک کنید

پاسخ:
سلام 
پرسیدید چکار کنم تا مهلت مصلحت خدا برای من تموم بشه ... ، هیچی ! کار خاصی قرار نیست بکنید .... با رفتنمون از این دنیا این اتفاق خواهد افتاد ...
مگه میشه امتحانات تموم بشه ؟؟    امام علی علیه السلام دم اخر که کارشون دیگه تموم بود ... تازه اونجا گفتن فزت ورب الکعبه. تادم مرگ ، تا اخرین لحظه عمر ما در امتحانیم ، مگر نخواندید؛ لقد خلق الانسان فی کبد ؟؟؟
اونایی که اسمشو گذاشتید مزخرفات  واقعیاته ... اتفاقا خیلی هم قشنگه. فقط باید بهش درست نگاه کنید!
بله که قراره خدا رنجتون بده ! بله که قرارع زجر ببینید ... و البته چه بخواید چه نخواید رنج را خواهید چشید، و این برای تماااام بشر است و میچشند همه ، اتفاقا باید با اغوش باز از این رنجخا استقبال کنید !   باید نوع برخورد با رنج رو یاد بگیرید ، طوری که رنج بکشید ولی خوش باشید و از رنج کشیدن ته قلبتون رضایت داشته باشید ...

سلام وممنون از راهنمایی هاتون . چشم حاج آقا  دیگر نخواهم گفت چیزی غیر از اینکه تقدیر بوده حتما.....سلام به سادات جان مخصوص برسانید دلتنگشان هستیم بسیار
پاسخ:
سلام / بله توکل بر خدا ...
معتقد باشید کسی که توکلش بر خداست و وظیفشو درست انجام داده با تمام وجود میتونه بگه:
الخیر فی ما وقع .

سلامت باشید یا علی علیه السلام
 سلام حاج آقا من قبلا یه مشاوره داشتم برا دوستم یادتونه؟!!
بلاخره اون آقا دوست بنده رو با پنبه سر بریدند و رهاش کردند من به توصیه شما با چند عالم دینی مشاوره کردم ودوستم رو هم بردم واون آقا رو هم فرستادم برن اما هیچ تاثیری نداشت وبه زودی به خیل عظیم زنان بیوه وداغون این جامعه زنی دیگر اضافه خواهد شد...
ما به توصیه شما اصلا به این کار مرد گیر ندادیم که چرا رجوع کردند وحتی بهشون گفتیم اختیار خودشون رو دارند اما بهتر ه خانم دوم رو هم دلشون رو بدست بیارن وجبران ضربه روحی که به ایشون زدند رو بکنند ایشون اصلا براشون مهم نیست وگفتن من تمام مهریه ونفقه اش رو میدم بعدم طلاق والسلام
حالا دوستم میگه من طلاق نمیخوام حالا مرد اگه بخواد باید زن رو راضی کنه یا اختیار طلاق داره ویادرقانون وشرع راهی برای راضی شدن زن هم هست؟؟؟
پاسخ:
سلام بله . خوش امدید
حق طلاق با مرد است و حق نفقه و مهریه با زن
مرد برای طلاق  هیچ احتیاجی به رضایت  زن نداره و حتی احتیاجی به حضور زن هم نیست . اما باید تمام حقوق نفقه و مهریه را بپردازد.
نگید زنان  داغون . چه بسا اصلا خیریت و مصلحتی در این طلاق باشد
عسی ان ان تکرهوا شیء و هو خیر لکم ...
سلام حاج آقا
خانمی ۲۰ساله هستم سال اول دانشگاه و علاقمندبه حفظقرآن
ما ۴ماهی هست که عروسی کردیم همسرم خیلی به بچه علاقه دارند و عقیده شون اینه که باید زود بچه دار شد و ابن رو از من خواستن من هم علاقه خیلی زیادی به بچه دارم اما چندتا ممسئله وجوجودداره برایمن 
۱ من هنوز رشد شخصیتی پیدا نکردم و هنوز برای خودم صاحب فکر و نظر نیستم که این ضعف در همه جای زندگی من خودش رشد نشون داده و تزلزل نظری و فکری دارم
دوم اینکه خودم رو اصلا آماده برای تربیت نمیدونم و ترس دارم به خاطر مورد اول

سوم اینکه من رفتم به رشته ی گرافیک تا بتونم یه خدمتی یا فعالیتی برای دین و امام زمانم بکنم  و هنوز اول راهم )البته به دلیل همون تزلزلی که گفتم دارم هنوز مطمئن نیستم که کاری که دارم میکنم درس میخونم میرم تو محیط بد دانشگاه به عنوان یک بانوی مسلمون متاهل که وظیفه ی اصلیم چیز دیگس،کار درستی میکنم یا نه ?(
چهارم من خیلی دوست دارم به یه منبع وصل بشم که خوراک فکری بهم بده و اون ققرآنه که به شدت علاقه دارم حفظش کنم و بفهممش
الان میشه شما کمکمکنید که من چکار کنم?باید حرف همسرمگوش کنم?با وجود اینکه آمادگی ندارم و اطاعت از شوهر هم واجبه و آقا هم فرمودن فرزند بیارید و... 
حاج آقامن من چون نمیدونم کارایی که میکنم درسته یا نه و فکرهام درسته یا نه هیچ وقت هم نمیتونم در مقابل صحبت های همسرم ااز کارهام دفاع کنم و اصولا خوب صحبت نمی کنم
میشه منو راهنمایی کنید??
در ضمن خدا اجرتون بده سایت بسیار خوبی دارین خدا کمکتون کنه راستی من اصلا نمیتونم ازز نا راحتی ها ی روحیهم با همسرم حرف بزنم برام سخته کمکم با اینکه ازدواج کردم خیلی احساس تنهایی ممی  کنم
پاسخ:
سلام
بزرگترین و مهمترین کاری که شما در این عالم دارید مبارزه با تمایلات نفستون در قالب همسرداری و فرزند اوری و تزبیت اولاد است
هر چیزی قرار باشد اندک انحرافی در این راه سعادت شما ایجاد کند باید کنار زده بشود
شخصیت شما وقتی کامل میشود که در جایگاه یک مادر قرار بگیرید ... شما سنتون اماده مادر شدنه  و همینکه این دغدغه هارو مطرح میکنید یعنی اماده قرار گرفتن در مسیر هستید
دوم . شما فقط وظیفه تلاش در امر تربیت را دارید ... همین . یعنی چی مردم یاد گرفتن میگن تربیت تربیت ؟ 
تربیت باخداست ... شما فقط باید تلاش حد اکثری و دعا کنید .

نمیگم برید  از دانشگاه بیرون اما واقعا بشینید تصمیم بگیرید چه کاری در زندگی شما اصل است ؟ من که پسر مودم و مجرد دانشگاه رو ترک کردم شماکه خانمید و متاهل...
حتما اقدام به فرزند اوری کنید .. حتما ... برکت و شیرینی زندگیتونه.
واسه قرآن هم کلی راه وجود داره که در منزل شروع ب حفظ و مطالعه های مفهومی داشته باشید
بنده در خدمتم . ممنون از لطف شما 
سلام حاج آقا! خسته نباشید از تبلیغ! میخواستم بپرسم که چه کسی توی ماه رمضون بیشترین بهره رو از این ماه میبره؟ چه اعمالی، چه کارایی، چه نوع خودسازی و ... انجام بدیم؟ چجوری میشه بیشترین بهره رو برد؟ بسیار ممنون و متشکرم، التماس دعا حاج آقا، یا علی
پاسخ:
سلام علیکم
بعد از اینکه همت تمام در خواندن نماز اول وقت و قراءت روزانه ی قرآن کردید :
افطاری دادن ولو به اندازه ی یک خرما بسیار بسیار تاکید شده که میتونه حتی از خیلی عبادات بالاتر باشه .
صله رحم در این ماه خیلی سفارش شده ... شاید یکی از بهترین خود سازی ها  همت رفتن به صله رحم با خلق و روی خوش باشه
از نماز شب هم غافل نشویم ...
همین چندتا یک دنیا بهره است .... ان شا ء الله
سلام حاجی جان من چنبار اینجا از مشاوره های خوبتون استفاده کردم ... حقیقتش اینه ک من دچار بحران روحی شدم و از لحاظ روحی در ب داغون ... من تک فرزندم و چون کسی کنرم نیست هم احساسا تنهایی می کنم همناراحتی روحی  و بی کسی و.... نمیدونم چ کنم حدود 18 سالمم هست ایشالا اگه بشه میخام برم حوزه.... 
پاسخ:
سلام سید عزیز
کسی که با خدا باشه عالم با هاشه نیاز به کسی نداره
البته ضمنش بودن در جمع های مذهبی خوب و با احضور استاد و روحانی خیلی عالیه.
بگردی پیدا میکنی.
الان تبلیغم اینترنت درست درمونی ندارم ان شاالله بعد مفصلا در خدمتتم
یاعلی
بسیار ممنون و متشکرم حاج اقا اجرتون با حضرت فاطمه (س)...
سلام ممنونم از راهنمایهاتون      دعا کنید خدا  من رو به راه راست هدایت کنه تا                    کمتر شوهرم رو ناراحت کنم 
پاسخ:
سلام علیکم . خواهش میکنم
عاقبتتون بخیروبهشت رضایت خدا...
سلام حاج آقا خسته نباشید.. حاج آقا وقتی نماز صبحمون ناخواسته قضا میشه باید چیکار کنیم؟ :(
یه حدیث خوندم از امام صادق (ع) که اگه نماز صبحمون قضا بشه و کل جهان طلا بشه و در راه خدا و اسلام بدیمش بازم جبران نمیشه!! بعضی وقتها یادم میره ساعت بذارم یا خواب میمونم واسه نماز صبح. کم پیش میاد ولی وقتی بعدش پا میشم خیلی ناراحت میشم. وقتی قضا میشه چیکار کنم؟! چیکار کنم خدا منو ببخشه؟؟؟ چجوری وقتی قضا میشه جبرانشون کنم؟
ممکنه بخاطر گناهایی که میکنم باشه...؟
خیلی ممنونم حاج آقا ان شاء الله همیشه موفق باشین! 
پاسخ:
سلام
بله این حدیث رو همیشه خود بنده هم مرور میدم در خاطرم ... خیلی جای فکر وتوجه داره.

داریم که اگر نمازصبحتون قضا شد تا ظهر قضاشو نخونید ... همین جوش و غصه و حرصی که از ناراحتی غفلتتون میخورید جابر است ان شاالله...
ساعت خوابتونو هماهنگ کنید تا زودتر بخوابید... وقتی شبا دیر میخوابید تا ساعت یازده دوازده یک بیدارید خب اصلاهم نباید بلند شید !
من خودم دیشب تا یک بیدار بودم ... میدونستم بخوابم نمازم رفته, لذا تا اذان سرخودمو ب مطالعه گرم کردم.

مراقبه داشتن در طول روز از گناهان و خطاها + اول وقت خواندن نمازهای دیگر + شب زود خوابیدن طبق برنامه روایات موجب میشه تا ان شاالله نمازهای صبحتون  درست تدارک بشه
یاعلی علیه السلام
سلام حاج اقا   شوهرم طلبه هستند خیلی هم خوبند  اما یه سری از کارهاشون رنجم میده به خودشون هم گفتم اما فایده نداره  مثلا  بهشون میگم دلم میخواد  دو نفری بریم گلستان شهدا  میگند  به شرط اینکه مامانم هم ببریم  خلاصه هر جا بخواهیم بریم  مامانشون هستند   اصلا علایق من براشون مهم نیست  اگر بین من و مادر شوهرم ناراحتی پیش بیاد  وقتی به ایشون میگم فوری عصبانی میشه بیشتر وقتها هم از مامانشون طرفداری میکنند  برای خونه میره خرید کنه مامانش رو میبره  من رو با خودش نمیبره  پشت سر ایشون نماز میخونم اما بعضی وقتها به خودم میگم ایشون عدالت ندارند  به نظر شما نمازم رو به جماعت بخونم یا نه  
پاسخ:
سلام
اینکه همسر شما چنین رفتارهایی رو دارن نشونه ویژگی خانواده دوستی ایشونه. یعنی مرد شما اهل خانواده و محبته . حالا درسته که باید با برنامه ریزی و سیاست دل شمارو هم بدست بیارن و من مطمانم ایشون همچنین کاری را هم انجام میدهند اما بهرحال خدارو شکر کنید از این بابت که همسری با حمیت و دقت و احترام به خانواده دارید.... مادرشونو دوست دارند خب این باعث میشه خدا خیر و عاقبت بخیری به ایشون بده که شامل حال شماکه شریک زندگیشونید هم بشود. میدونم شماهم انتظاراتی رو دارید اما خیلی روش حساس نباشید ...کلی زمان های دیگه ایشون واسه شمان !
بله که به جماعت بخونید ... چی از این قشنگ تر ؟!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام علیکم خواستم بدانم وظیفه ی یک زن در قبال فرامین شوهرش چیست ؟ لطفا خواهش مندم از شما این قسمتی از سوالم را که داخل پرانتز گذاشته ام نمایش ندهید و حذف کنید و به هیچ وجه نشان ندهید . ممنون ((((  *** ****** ** **** ***** **** **** ** ***** ** **** **** ******** *** * **** ******** *** * ** ** ****** ** ******* ***** *** ****** ** ** ***** *** * ***** **** * **** ** ******** *** * *** ** **** *** ***** ***** ******** ** * **** **** ***** *** *** **** ***** ******** *** *** * *** **** *** **** ** **** **** * **** ** ***** ** **** * ** **** **** *** *** ***** ***** ** ***** * **** ***** ***** *** **** *** **** *** **** ***** ***** * **** *** ** **** ***** *** **** * ***** **** ****** *** *** ***** ***** *** *** *** *** **** ** **** * ***** *** *** ** **** ****** ** **** *** ** *** * ***** *** ** ******* **** **** ***** ***** ** ))))  ؟ 1) در این گونه موارد چکار کنیم و وظیفه چیست که مطابق با رضای خدا باشد و زندگی تلخ نشود ؟ 2) با اطرافیان چه کنیم زیرا  ممکن است به زن یا شوهر یا خانواده بر چسب بزنند مثلا اگر در فلان محفل نرود یا نروند  برچسب متعصب و شکاک به مرد بزنند زن در این موارد باید مساله را به اطرافیان  رک بگوید یا بهانه بیاورد و طفره برود و اگر مثلا نزدیکان از نرفتن به فلان مراسم برنجند راه حل چیست  ؟ با تشکر .
پاسخ:
به نام خدا
سلام علیکم و رحمت الله  / خوش آمدید !  اون قسمت را هم برای شما ستاره دار کردیم

قبل از اینکه جوابتونو بدم :

پیامبر صلواة الله علیه وآله  به اسماء بنت عمیس  که شکایت داشت چرا تمام ثواب ها برای مردان است جهاد برای مردان نماز جمعه برای مردان و ... و ما زنها چه ؟  از این سوال مهم اسماء خوشحال شدند و فرمودند :
جهاد المراة  حسن التبعل   . جهاد زن خوب شوهر داری کردن و است سعی در کسب خشنودی او

در روایتی امام صادق علیه السلام سه دسته از خانم ها را تضمین کردند که عذاب قبر ندارند و همنشین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند که یکی از اون دسته خانم ها زنانی هستند که به غیرت همسرشان خوب صبر میکنند

همسرتون چیزای بدی از شما نخواسته ضمن اینکه همش نشونه علاقه و محبتش به شماست
نشونه ی مردانگی ای هست که امروزه کمتر بین آقایون پیدا میشه
افتخار کنید همچین همسری خدا روزیتون کرده !
خب بیرون رفتن از منزل باید با اجازه همسر باشد و اون میتونه اجازه را مشروط به رعایت موارد بالا بکند و ضمن اینکه اصلا موضوعات مهم و سختی هم نیست ... برای رضای خدا حسن التبعل داشته باشید بحرف همسرتون بکنید که حتما خدا راضی میشه از شما خصوصا خصوصا که این خواسته های همسرتون خیلی خوب و بجا و در جهت رشد شماست .
اما درباره اطرافیان ! شما هر بکنید باز هم هستند عده ای که برای شما  حرف داشته باشند . بهترین روش هم طبیعی جلوه دادن شرایط است . لازم نیست واسه همه شرایطتون رو بگید خیلی وقت ها بی سرو صدا و با مهارت های زیرکانه میشه کارهارو جلو برد طوری که هیچ چیز فهمیده نشه که اون به مهارت شما بر میگرده .
یا علی مدد
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** 
****** ** ******** ** ****** ** *** ********** ******* ** *** *** **** ******** ** ***
***** ** ** ***** ******* ** ******* ** ****** **** * ****** **** ************ *** *** *** ** ** *** ***** **** ***** ******* **** *** ** ** ***** **** **** ************* *** ** * *** * **** ** * ** ***** ** *** *** ** **** ***** **** **** **** ** *** **** ****** ** *** **** ***** ** *** ***** ** ********* ****** ** **** *** *** ** ****** *** ***** ** ******** ****** ***** **** ******* ** ******* **** ** *** *** ********* ** ****** ****** ******* ** ** *** **** ********* ***** ***** **** * ******** ** **** ******** ******** ***** ******** **** *** ** ********* *** ******* *** **** ********** **** *** ** ** ****** * **** ********* ***** *** ** **** *** ****** ***** **** **** *** ********** *** *** ******** **** ****** ** ****** ** ********* *** ***** *** *** ** ** **** **** ** ****** ** ************ ** **** *** ** ** **** **** ** ******** ****** ** ***** **** ****
*** *** ****** ***** *** **** * **** *****
پاسخ:
سلام علیکم
خیلی خوش آمدید
این حرکت در کودکان  خیلی غیر طبیعی نیست
نگران نباشید . مساله خاصی نیست با بزرگتر شدنش و توضیح دادن که جلوی مردم اینکار رو نخواهد کرد و اون کاری هم که الان انجام میده مشکل خاصی ایجاد نمیکنه.
از پتو و رو انداز خیلی نرم استفاده نکنید واسش
لباسایی هم که واسش تهیه میکنید راحت تر باشه و تنگ نباشه شماهم خودتونو سرزنش ندید  به خاطر فعلتون .. اینطور نیست که حتما ربطی با کار شما داشته باشه
  • مهرانه امینی
  • سلام
    راستی من تمام بخش مشاوره رو خوندم.خیلی بخش جالبیه.من فکر میکردم شما یه مقدار افراطی هستید.ولی حالا فکر میکنم اینطوری نیست.
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام. ان شاالله مفید و دارای اثر نیک باشه ...
    لطف دارید شما !   :)
  • مهرانه امینی
  • سلام علیکم
    ممنونم ازتون.خیلی لطف کردید.

    پاسخ:
    وعلیکم السلام . سپاس /
  • مهرانه امینی
  • با سلام مجدد
    بله ببخشید نمیدونستم بخش مشاوره رو.
    کلی امیدوارم کردید.یعنی رو بگیرمم کافیه؟
    راستی وقتی سوار تاکسی میشم گاهی آهنگ گذاشته اند راننده ها.من نمیدونم اون لحظه تکلیفم چیه؟سکوت کنم یا به راننده بگم خاموش کنه؟ آخه نمیخوام با نامحرم حرف بزنم.
    بعد خانم شما سوار تاکسی میشن جلو میشینن؟اخه اگه عقب بشینم میترسم نامحرم بشینه کنارم.جلو هم پیش راننده معذبم.البته همسرم اجازه نمیدن تنهایی سوار تاکسی شم.و حتما باید کسی با من باشه مثلا مادر یا دوست یا..ایرادی داره تنهایی سوار شم؟
    من برای تولد فرزندم یه بیمارستان رفتم که گفتن کلیه پرسنل خانم هستن.ولی لحظه اخر واسه بیهوشی دکتر بیهوشی مرد وارد اتاق عمل شد و من اون لحظه چاره ای نداشتم.یعنی من گناه کردم؟
    پاسخ:
    سلام 
    خوش اومدید!
    بله که کافیه . شما با چادر رو بگیرید خیلی هم موقر و با ابهت است و خوب .
    نه لازم نیست چیزی بگید . این طور وقت ها شما گوش ندید . به اصطلاح سماع موسیقی اشکلالی نداره . استماع اشکال داره فکر کنید صدای گاو و گوسفنده شما دقت به اهنگ نکنید 
    قطعا تنها سوار نشید و به حرف همسرتون کنید خیلی بهتره  که شما هم کنار بشینید تا محفوظ باشید 
    خب دکتر بیهوشی که کار خاصی نداره بیهوش میکنه و میره ! البته اینارو هم وقتی با تجزبه باشید میشه هماهنگ کرد که خانم باشه . اگر هم خب خانم در دسترس نباشه که اصلا ایرادی نداره.
    شمام گناه نکردید !
    حاج آقا سلام این بنده خدا داغونه میگه زن اولی خیلی تهدید میکنه حتی نصف شب میاد شوهرش رو می بره مرد بسیار بازیچه زن اولی هست به نظرتون الان طلاق بگیرند بهتر نیست تا اینکه دو روز دیکه یه دو تا بچه رو بد بخت کنند؟خانم اولی خیلی بی آبرویی میکنه. دختر هم اصلا به پدر ومادر پیرش نمیگه تا غصه نخورند ولی خودش خیلی زجر میکشه خانم اولی چیزی فراتر از عدالت رو برا خودش میخواد مرد هم کلا از ترس بی آبرویی تسلیم زن اوله میشه یه بررسی مجدد بکنین این بنده خدا رو یه راهنمایی بکنین.
    پاسخ:
    سلام .
    با اقا بشینن درست صحبت کنند . خوبه برن پیش عالمی  در نزدیکی محله یا شهر . بگن ایا مرد میتونه عدالت شرعی رو رعایت کنه ؟
    حتی اگر هفتاد درصد هم تونست اون اقا رعایت کنه خب باهم کنار بیان . 
    مرد قبول کنه که وقت اختصاصی باید برای ایشون مهیا کند ...
    سلام حاجی جان من یه مشکل روحی پیدا کردم و نمیدونم چکارش کنم من 172 قدمه با 60 کیلو وزن همش اطرافیان رو هم با خودم مقایسه میکنم و میبینم قد و جثه ام ازشون کوچک تره این ذهنمو همش درگیر کرده از طرفی میترسم تو ازدواجم برا همین به مشکل بخورم بنظر شما چه کنم؟ راهی هست؟ من هیفده سالمه 
    راستی خود شما چه قد و قواره ای هستی ؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم .
    قدتون که ما شاالله خوبه . وزنتونم خیلی زیاد کم نیست اما حجامت کنید و تنقیه و عسل خوب طبیعی هم بخورید ان شاالله بهتر میشید
    مشکلی هم پیش نمیاد بفضل الله . خاطرت جمع باشه.
    یاعلی

    سلام ممنون  از راهنماییاتون مساله خاص اینه که پس حساب روح وروان این دختر چی میشه؟ اول زندگیش باید زار بزنه منتظر شوهرش بمونه ببینه کی خانم اولی اجازه میده بیاد پیش این یا هرروز خانم اولی پیغام وبده وچند تا فحش که واعصاب دختر رو بهم بریزه مگه این خانم چه گناهی کرده کجای شرع گفته مرد هنوز عده خانمش رد نشده بیاد به زور والتماس دختر مردم رو بگیره ولی هنوز ده روز نشده بزن زیر همه چی ورجوع کنه بگه من کار نشرع نکردم پس آبروی دختروخانوادهاش چی میشه پس قولی که به پدر ومادر خودش داده وخانواده دختر داده چی میشه یعنی اشکی که مادر وپدر پیرش میریزن دل آدم رو کباب میکنه چون طرف دختر به قول واعتبار این پیرمرد وپیرزن دخترشونو دادن خیلی کارها حاج آقا نشرع نیست ولی جاشم نیست!!مثلا یه خانمی میتونه هر روز صیغه کسی بشه ولی هیچ وقت ازدواجم نکنه درسته؟ نشرعم نکرده من قانع نشدم

    مثلا پسر یکی از اقوام خیلی نماز خونه وخوبه هر روزم یکی رو صیغه میکنه میگه نشرع نمی کنم باباش سکته کرد مادرشم کور شد از غصه! کجای شرع گفته با روح وروان دختر مردم بازی کن برو بدون اجازه زنم بگیر نشرع نیست؟یعنی شما اگه برا خواهر نداشتتونم این مورد پیش بیاد بازم همین قدر انعطاف دارید؟تا جایی که ما می دونم عقل وشرع خیلی بهم نزدیکه بعضی چیزها نشرع نیست ولی فرهنگش جانیفتاده من خودم شخصا گفتم هیچکس کاری نداشته باشه تازندگی کنن  چیزیه که پیش اومده ولی دختر خانم میگه بهتره از بین اینا خارج بشم الان تا اونا هم از زندگیشون  چیزی بفهمن !ولی از عکس العملها معلومه زن اولی نخواهد گذاشت آب خوش از گلوی هیچکس پایین بره تا اینو طلاق بده احتمال نود درصد از مرد دوباره جدا میشه وآبروریزی میکنه این برا همه روشنه!!

    پاسخ:
    برای ازدواج مجدد قوانینی وجود داره یعنی مرد موظفه اونارو رعایت کنه وگرنه کار حروم انجام داده مثل عدالت در خرجی و اینکه زمان پیش هم بودن بین دوتاشون مساوی باشه 
    مرد موظفه اینارو رعایت کنه . زن هم حقشه و میتونه مطالبه کنه
    وقتی به حق شرعی و عقلیش رسید این دختر خانم حساسیت دیگه بیجاست
    اگر مرد نتونست این عدالت رو برقرار کنه بعد میشه گلایه کرد

    درباره صیغه هم نخیر , زن هر روز ک نمیتونه صیغه یکی بشه , شرایط داره اصلا هر زنی نمیتونه بعدشم عده داره تازه از زیاده روی در صیغه در روایات نهی شدیم .
    اما مرد گرفتن زن دومش ربطی ب عده نداره ... چه زمانی که اصلا زن داره یا بعدش اصلا فردای طلاق میتونه ازدواج کنه هیچ وقتم احتیاجی ب اجازه از خانمش واسه ازدواج مجدد نداره. 
    سلام حاج آقا یکی از بهترین نزدیکانم با مردی که پنجاه سالشون هست ازدواج کردند دختر مجرد بوده وآقا سه تا بچه داشته وبعد از سی سال قهروآشتی  دادگاه رفتن وغیره بعد ازازدواج بچه ها  از خانمشون جدا شدند  وظاهرا بحث سر زن سالاری ومقید بودن مرد بوده که خانمشون سوئ استفاده می کردند بعد ااز طلاق وبعد بیست روز این خانم مجرد را که سی وشش سالشون بوده عقد کردند بسیار باهم خوب هستند وآقا ظاهرا بسیار مذهبی ومقیدند ودر طلاق همسر سابق حتی اضافه مالی به ایشان داده وخود از منزل خارج شدند بعد دوماه زمزمه هایی کردند که خانم سابقشون بسیار ناراحت واز غصه مریض شدند وکلا چون محیط کوچکی بوده وهر روز خانم سابق آقارا می دیده که باخانم جدید به مسجد ونماز جمعه وتفریح می روند وکم کم بچه هاشون با آقا قهر کرده وخانم هر روز پیغام پس غام می داده بیا من رو عقد کنه وبچه ها دق کردند واز این حرفها دوماه از عقدکه میگذره آقا خانم جدید رو باعجله زیر یک سقف می برن  ودرست بعد ده روز وچند روز سفر میان وجلو خانم جدیده دل رحم بازی درمیارن  وحرف از خدا وپیامبر که زن وبچه ام گناه دارند غصه می خورن ومیرن دوباره به خانم اولی رجوع میکنن وحالا خانم جدیده که خیلی مظلوم ودلرحم هستند وخانم اولی بسیار سرتغ وبد زبان ایشون تو دوراهی مانده آقا هم نه دل بردار نه بگذار میگه هردو رو میخوام از اولی خاطر جمع نیست به دومی هم به حساب نمی خواد ظلم بشه واصلا هم زیر بار اشتباهات پی درپی اشن نمیره وهمه اونو به عنوان فردی مذهبی قبول دارند میگه من تقصیری ندارم وکار نشرعی نکردم حالا خانواده دختر موندن چیکار کنن با اینکه آقا قبل از عقد دختر شفاها گفته اند وبارها که من اصلا پشیمون نیستم وبه زن اولی رجوع نخواهم کرد دختر خانم هم علاقه مند به آقا شده وخیلی سخته ازش بگذره وداره ذره ذره آب میشه ومیگه زن سابق زورش بیشتره ومن نمی تونم دوام بیارم تورو خدا حاج آقا یک راهنمایی کامل بکنید ما بعنوان نزدیکان چیکار کنیم؟؟؟از این کار آقا شوکه شدیم وکلا یه شهر کوچک پرشده وهمه به افراد مسجدی ومذهبی دارند اینجا بد بین میشن!!
    پاسخ:
    سلام علیکم .

    خب واقعا مساله ی خاص چیه الان؟  میگید این خانم که از نزدیکان شما هستند  اون اقا رو دوست داره و بهش علاقه منده . خب دارند زندگیشونو باهم میکنند دیگه ! ادامه بندن و در پناه امیرالمومنین باشن ان شاالله...
    خدارو شکر یک خانم سی و شش ساله همسری اونم مومن گیرش اومده ... فکر کنید اصلا قبلا ازدواجی هم نبوده و الان این اقا درعین حالی ک ایم همسر جدیدشو دوست داره خواسته بار دیگری هم ازدواج کند ... حقش است . اختیار دارد ... حلالست . چه مشکلی وجود دارد و اصلا چ ربطی به زن دارد ؟؟
    پدر شما بخواهد فرزند دیگری بیاورد باید از شما اجازه بگیرد ؟؟اصلا ناراحتی شما عقلانی و صحیح است از بچه دار شدن پدر ؟ هرچقدر ب فرزند ربطی ندارد به همسر هم ندار ... ازدواج مجدد حق مسلم یک مرده
    بگید خیلی خوب و خووش کنار بیان و تقوا و خدا شناسی رو رعایت کنن در رفتارهاشون
    سلام لطفا علاوه بر مطلبی ک درباره مهر السنه میگذاریددرباره شکل مستحب و مورد نظر اسلام برای مهریه و شکل مراسم عروسی هم بگید چون خیلی دوستان مذهبی میپرسن.تشکر
    پاسخ:
    سلام 
    این پست در باره مهر السنه :

    ان شا الله در پست های بعدی هم درباره ی موضوع پیشنهادی خواهم نوشت
    یا علی مدد
    سلام علیکم  ، ضمن تشکر از زحمت و وقتی که برای پاسخ گویی به سوالات اختصاص میدید ، سوالی داشتم و اون این بود که  خواستم  بدونم مصداق های ساده زیستی در زندگی امروزی چی هست ؟ به خصوص در مراحلی اززندگی مثل تهیه جهیزیه یا مراسم ازدواج ؟ البته برای افرادی که از لحاظ درامد ثروتمند نیستند اما می توان گفت از نظر درامد در حد  نرمال ومتوسط رو به بالا هستند ؟ اگر بخوام با مثال بگم اصلا برای  افراد مذهبی. داشتن لوازمی مثل تخت ، میز ناهار خوری یا مبل و پرده خلاف ساده زیستیه ؟ و اصلا سبک زندگی اسلامی ایرانی  نشستن و غذا خوردن و خوابیدن بر روی زمین را تایید می کند یا استفاده از صندلی و.میز و تخت را ؟رفتن به اتلیه برای گرفتن عکس حتی اگر عکاس خانم باشه و توسط یک خانم عکس ها اماده بشه از لحاظ حفظ و دور بودن از دید نامحرم و هم از لحاظ اسراف و تجمل گرایی چطور هستش ؟ ممنون میشم اگر بنده را راهنمایی بفرمایید . 
    پاسخ:
    سلام / خواهش میکنم ، انجام وظیفه است .

    ساده زیستی به  معنای فقیرانه زندگی کردن نیست ، به معنی دوری از تجمل و چشم و هم چشمی و خصوصا دوری از  بخاطرمردم  زندگی کردنه .
    یعنی میشه کسی در عین حالی که از قشر ضعیف جامعه است  ساده زیستی نداشته باشه و بلعکس کسی در اوج دارایی و داشتن خانه ی بزرگ و خوب ، ساده زیست باشه .
    یک وقت هست همسر شما و خودتون هردو دوست دارید ساده زیستی در تمام زندگیتون باشه خب اون وقت میشه در این مثال ها اون عقیده تون رو اعمال کنید و بجای اون همه پول اتلیه و میز ناهارخوری و...  پولتونو صرف کار دیگری کنید یا مثلا با همون پول وسایل ضروری جنس بهتری بخرید تا کیفیت و عمر بیشتری داشته باشه .
    اما یه وقت هست مثلا همسر شما خیلی می ناهار خوری دوست داره !  خب تاجایی که خیلی هزینه واسش صرف نشه عیبی نداره دیگه ...
    بله حالت ایده آل  اینه که هزینه صرف اموری چون خرید لوستر گران مبلمان های میلیونی و آتلیه و باغ و تالار و غذاهای مدل ب مدل و... نشه
    سلام همسر من مرد مومن ومعتقدی هستن ومن به خاطر ایمانشون خدا رو شاکرم اما مشکلی که با ایشون دارم اینه که بسیار پرتوقع هستن وبا کوچکترین اشتباه با من برخورد میکنن وبعد هم تا مدتی قهر میکنن تا حالا خیلی باهاشون صحبت کردم معمولا یک روز یا چند ساعت تاثیر داره وبعد دوباره به اخلاق گذشته برمیگردن بعضی ها میگن باید مثل خودش باهاش رفتار کنم شاید بعد چند وقت اصلاح بشن بعضی هم توصیه به صبر میکنن تا ابد بهخاطر اون روایتی که پیامبر فرمودن که زن باید به اخلاق بد همسرش صبر کنه البته کار بسیار سختیه ولی نمیدونم اگر راه حل اول رو انتخاب کنم به نیت تغییر واصلاح ایشون تاثیر این محیط خشن و پر از دعوا روی بچه هام چی میشه وایا در اونصورت این مسیله قابل جبران خواهد بود .همسرم هر روز اخلای کنم که هم خدا راضی باشه هم به خودم انقدر سخت نگذره بیشترین چیزی که ازارم میده اینه که کن هش بدتر میشه تاحدی که از خداارزوی مرگ میکنم گاهی برای خودم وگاهی برای ایشون نه دوست دارم ونه میتونم که از ایشون جدا بشم ولی زندگی بااین وضعیت برام غیر ممکن شده به حدی که حتی میخوام جایی که ایشون هستن نباشم .وقتهایی که اسشون منزل هستن سعی میکنم خودم رو جایی مشغول کنم تا زیاد جلو چشمشون نباشم چون با دیدن منشروع میکنن به ایراد گرفتن حتی رابطه م با خانوادم هم در حد نهایت کم شده چون از ونها هم دایم ایراد میگیرن ودیگه نمیتونم تحمل کتم هم ازشون خجالت میکشم وهم ناراحت میشم ثیگه این مسءله انقدر برام ازار دهنده هست که تحمل حرفهای ایشون درباره غریبه ها رو هم ندارم پشت فرمون از رانندگی مردم ایراد میگیرن از زندگی برادرهاشون ایراد میگیرن و... دیگه تحمل شنیدنش رو ندارم مثل وقتی که به خودم اشکال میکنه از ایرادگیرهاش نسبت به بقیه هم اذیت میشم .
    پاسخ:
    سلام
    مورد اول رو که راه حل  حساب نکنید ...   بی فکری محضه و کاملا اشتباه
    یادتون باشه کلید در محبت و خوشی مرد ها دست همسرانشونه ... نمگم 100% اما مطمئن باشید مقدار بسیار زیادی از رفتار های مرد ها رابطه مستقیم با نوع واکنش های همسرانشون داره /
    بشینید خوبی های این مرد رو بشمرید .... شک نکنید از تندی هاش بیشتره ... همینکه معتقد و مومن و نماز خون هستن  شما خیلی در امانید ... اصلا همینکه هستند ! اصلا همینکه هستند .. همینکه پدر فرزندان شما هستن ...

    بارها گفتم ؛ خدا از شما در این عالم دوچیز مهم خواسته  .. یکی خوب بچه داری و تربیت کردن  یکی هم خوب شوهر داری کردن

    هنرتونو در به دست اوردن خوشی و شادی و رضایت همسرتون بالا ببرید ...
    خدا از اینی که شما بتونید کاری کنید که همسرتون راضی و خوش باشه از زندگیش خوشحال میشه
    خوشحالی خدا یعنی سعادت.. یعنی بهشت .
    وقتی کاری کردید که خدا از شما خوشحال شد و حقیقت کارتون شد بهشت اونوقت روحیه شما تغییر پیدا میکنه و خودتون ارامشو سبکی و شیرینی زندگی را حس خواهید کرد..

    کتاب های همسر داری مثل کتاب ایت الله ابراهیم امینی  و کتاب بهشت زندگی رو تهیه و مطالعه فرمایید

    اگر مورد خاصی هم بود باز در خدمتم
    یا علی مدد
    سلام خدا قوت
    شرمنده مزاحم تون میشیم واسه یکی از دوستان بنده مشکلی پیش اومده که متاسفانه امکان رجوع به مشاور رو ندارن. ممنون میشم اگه با توجه به متنی که ازشون داشتم راهنمایی شون کنین.
    البته اگه ممکنه براتون. متن حرفای دوستم عمومی نشه. خیلی ممنونم ازتون.


    :
    (

    سلام خدا قوت

    بنده 5 سال هس که ازدواج کردم همسرم که پسرعمومه با علاقه و اصرار شدید با من ازدواج کردن.

    الان یک ساله که با وجود یه پسر 4 ساله منو در خانه پدرم رها کرده و رفتن. ما با هم اختلافات زیادی سر وسواس داشتیم. ایشون منو وسواسی می دونن. یه بار بعد اختلاف، من قول دادم کمش کنم و برگشتم سر خونه زندگی. اما با وجود تلاش من ایشون میگن هیچ تغییری نکردم و بعد که عید پارسال از تهران  با هم اومدیم خونه پدرم عید دیدنی بعد چند روز ایشون بدون گفتن به من تنهایی برگشتن تهران.

    پدرم با عموم اینا همسایه بودن بعد از اختلافات قبلی ما ، برادرم با برادرای ایشون درگیر شدن و کار به کتک کاری کشید. بعد اون خونواده ی عموم که بچه مو نگه میدارن به یه جای دیگه اسباب کشی کردن. الان من 4 ماهه بچه مو ندیدم.

    من می خوام برگردم سر خونه زندگیم. هم شوهرم هم خونوادش لجبازن، می ترسم اگه دادگاه برم بدتر بشن. از طرفی هم هر چی واسطه می فرستم حرفشون رو همسرم قبول نمی کنه میگه من دلم از این زن سیاه شده.هر چی پیام میدم یا زنگ میزنم جواب نمیده فقط یه بار جواب داد اونم خیلی تندشد.

    میگه وسواس داره . درحالیکه من واقعا خیلی کم کردم.اما اون میگه تغییری نکردی، بیشتر بهونه گیری میکنه. پشت سرم هم خودش هم خونوادش دروغ میگن و تهمت میزنن. مثلا پدرشوهرم  میگن من زدم تو گوش شوهرم درحالیکه من ابدا چنین کاری نکردم.

    همسرم پیش مردم میشنه میگه با این زن نمیشه 20 % هم زندگی کرد. در حالیکه قبلا میگف مشکلم فقط وسواسه.

    چون صادق نیس میدونم زندگی باهاش مشکله ولی چون بهش علاقه دارم و بچه 4 ساله دارم که نمی خوام بی مادر بزرگ بشه و از طرفی والدینم سن شون بالاس و من نمی خوام سربار زندگی اونا باشم نمی خوام مطلقه بشم.

    چی کار کنم؟

    خودم برگردم خونه ام با توجه به اینکه حتی شوهرم جوابمو نمیده، حرف واسطه ها رو نمی پذیره؟ یا برم دادگاه؟

    یه بار قبل دعوای برادرام پدرم از شهرستان با وجود راه به شدت طولانی رفت تهران خونه مون تا با شوهرم حرف بزنه، اما شوهرم با وجود اینکه همسایه ها میگفتن خونه اس درو برو پدرم باز نکرده بود و گفته بود خونه نیستم.

    آیا اصلا با وجود این شرایط اصرار من به برگشت درسته؟ آیا پدرم با اینکه 10 سال از پدر شوهرم بزرگتره درسته که ازش بخوام خودشو بشکنه و بره با پدر شوهرم هم حرف بزنه؟ آیا راه درست اینه که برم دادگاه؟

    همسرم هیچ کاری نمی کنه. نه میاد دنبالم نه جواب واسطه ها رو میده. دلم پر میکشه برا پسرم. یه ساله علاف و بلا تکلیفم.

    خواهش می کنم راهنماییم کنین. من تو محیطی هستم که نمی تونم از کسی کمک و مشاوره بگیرم. از لحاظ روحی به شدت داغونم.

     

    )
    پاسخ:
    سلام

    ترک کردن محل زندگیتون اشتباه محضه , زودتر برید منزلتون عدم حضورتون در زندگی و واسطه فرستادن اشتباهه
    خودتون برید و واقعا هم بیشتر سعی کنید رو وسواستون کار کنید و از بینش ببرید .
    شما برید و بخاید اطرافیانتون واسه ادامه زندگیتون یاری کنند , اونموقع که برگشتید وقتشه که همسرتونو متقاعد کنند
    حتی اگر مرد زن رو طلاق هم بده باز بعد طلاق هم تا سه ماه اجازه بیرون کردن و نفقه ندادن زنشو نداره

    در خدمتم
    سلام  متاسفانه مدتی به نت دسترسی نداشتم و پاسخ شما رو همین امروز دیدم خدا رو شکر ارومم  امسال حتی زمان ثبت نام حوزه رو هم اعلام نکردم .بیکار ننشستم در حد ممکن مطالعه دارم و تا جایی که دسترسی داشته باشم از این سی دی های اموزشی استفاده میکنم اما شوق تحصیل چیزیه که از کودکی در وجودم بوده و ...
    به هرحال خودم رو به خدا سپردم کمی برای کسی که دوران مجردی پر شوری رو گذرونده سخته به یکنواختی و کارهای تکراری خونه عادت کنه .
    شاید تلقینات شیطان هم در میان باشه که دایم خودم رو با اطرافیانم مقایسه میکنم و حتی گاهی فکر میکنم بچه ها هم بعد بزرگ شدن به من به چشم یک مادر بی سواد نگاه میکنند .البته من تحصیلات دانشگاهی  دارم در حد کاردانی .
    امسال بعد 12 سال که از ازدواجمون میگذره شهدا باز من رو طلبیدن و سال نو رو با شهدا اغاز کردیم ارامشی دارم که خیلی وقت بود نداشتم .
    برام دعا کنید از سیده خانم هم بخواید برام دعا کنن منکه تو تمام مدت به یاد خانواده خوب  شما بودم گاهی هم فکر میکردم شاید نفر بغل دستی من سیده خانم باشن .
    پاسخ:
    سلام و رحمت خاص خدا شامل حالتون /

    انسا الله که فرزندانتون همیشه به داشتن مادری زهرا محور افتخار خواهند کرد و سربلند و پیروز هستند
    زندگی ای خوب و پر از یاد و ذکر خدا واستون آرزو دارم
    توحید و  معرفت روزیتون
    ممنون از اینکه مارو هم یاد کردید 
    در پناه خدا 
    یا علی مدد

    سلام حاج آقا ببخشید من محصل هستم توی فضای مجازی وفضای وب هم فعالیت میکنم

    علاوه بر تحصیل کارهای دیگه ای هم دارم که باید انجام بدم وبرای انجامش به اینترنت نیاز دارم

    چطوری میتونم هم به تحصیلم برسم هم به کارهای دیگم وهم فضای مجازی برسم

    متاسفانه به گونه ای اعتیاد هم به نت دارم که باعث شده از برخی از کارام بمونم

    چطوری کنترل کنم؟

    اجرتون باخدا

    پاسخ:
    سلام .
    از مضرات استفاده زیاد از رایانه بر بینایی اگاهی داشته باشید.
    واسه خودتون دو یا سه ساعت رو مشخص کنید و با برنامه ریزی کارهای اینترنتی تونو فقط در همون بازه رسیدگی کنید

    سلام حاج آقا

    وقتتون بخیر

    حاج آقا من سوم دبیرستان هستم دوستی دارم که تک فرزنده وبرای ازدواج بایکی از پسرای اقوامشون ارتباط داره که پسره واقعن موقعیت ازدواج رو داره

    مطمئنن اگه به همین زودی ازدواج نمیکردباکسی ارتباط برقرار میکرد اونم مثل من سوم دبیرستانی ولی مدرسمون متفاوته وارتباط خانوادگیمون بسیار نزدیک محیطی که اون توش قرار داره محیط اصلا جالبی نیست(محیط مدرسشون واختلافاتی که بین خانوادشون هست)

    چون تنهاست میدونم اگر از دوستای دیگش کمک بخواد راهنمایی های خوبی نمیکنن

    بنابراین خودم بهش نزدیک شدم وکمکمش میکنم

    ولی حاج اقا مشکل اینجاست بعضی موقعه ها که پیش هم هستیم حرفایی که بینشون رد وبدل شده رو بهم میگه بعضی حرفاشون خیلی زشته من هی تذکرمیدم بهش

    همین باعث میشه یکم پشیمان بشه ولــــــی وقتی پیش من این حرفارومیزنه خوب گاهی اوقات منم درمورد حرفاش فکر میکنم یجوری میشم اصلا از حرفاشون خوشم نمیاد واز طرفی میترسم اگر ازدوستم فاصله بگیرم اتفاقات بدتری براش بیفته...

    نمیدونم چیکار کنم؟؟؟

    پاسخ:
    سلام خواهرم
     ان شا الله در زندگیتون موفق باشید تحت عنایات امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف /
    شما اول از همه باید مواظب خودتون باشید / از همه مهمتر حفظ خودتون از  آفات هست 
    متوجه از نوع حرفهای زشتی که بین اونها رد و بدل میشه نشدم ...
    قطعا اگر درباره مسائل جنسی باشه و شماهم مجرد باشید قطعا و حتما مشکل داره و حتی حرامه ...

    سلام ممنونم از کمکتون  توکل به خدا
    پاسخ:
    سلام .
    درپناه خدا ...
    یاعلی مدد
    سلام حاج اقا شوهرم 11ساله طلبه هستند اما هنوز ملبس نشدند تا ازش میپرسم کی ملبس میشی حرف رو عوض میکنه اگر سماجت کنم با قهر تمام میشه خوب منم دلم میخواد ملبس باشه چی کار کنم حس میکنم به من اعتماد نداره که در مورد تصمیمش صحبت نمیکنه
    پاسخ:
    سلام خواهرم

    اینکه شما مشوق همسرتون در این باره باشید و   دلگرمی بدیدشون و ابراز افتخاز و ارزو از اون لباس کنید خیلی خوبه اما اینکه بخاد ناراحتی ایشون رو به وجود بیارید اصلا صلاح نیست.
    شما همانطور نرم ابراز خرسندی خودتون رو از ملبس شدن اینده ایشون , به نمایش بگذرارید.
    یاعلی
    سلام . . . 
    خداقوت. 
    مدتی هست تقریبا یک ماه میشه که دچار نا امیدی از زندگی شدم . 
    اکثراوقات غم گینم. و گریه میکنم . . 
    ولی این میون لحظاتی هست که خیلی پرانرژی و فعالم اما بعدش سریع به همون حالت برمی گردم .
    این مسئله باعث بشه نسبت به مسائل دینیم کم توجه بشم . 
    توی دین خودم شک پیداکردم ..
    هرچند اسلام هیچ عیبی نداره و میدونم 
    احساس میکنم این چیزی که اسمشو براخودم گذاشتم دین هیچ جذابیتی نداره. .
    بااین که ظاهرا مذهبی ام اما خب از لحاظ اعتقادی صفرم :-(
    یکی از دلایل این حالت اشتباهات و گناهای گذشتمه 
    واقعا فکر میکنم خدا منو نمیبخشه . . 
    افسردگی باعث شده نسبت به خودم و اوضاعم بی اهمیت بشم 
    افت تحصیلی بی انگیزه گی بدترم کرده .
    هروقت بخوام از این حالت دربیام یک مسئله همیشه باعث میشه برگردم 
    به اون حالت رخوت .
    از دسته خودم خسته شدم . 19سالمه واقعا دلم میخواد مثه یه 19 ساله باشم 
    واقعا دیگه گاهی اوقات فکرخودکشی به ذهنم میرسه .
    دوست ندارم اینطور باشم اما انگار ذاتا ایطور شدم . . .
    راه کار حله این حالت چیه ؟؟؟
    متشکرم 
    پاسخ:
    سلام خدا و  زیبایی ها و ارامش ها روزیتان /

    این مورد شما احتیاج به تشخیص داره که منوط به سوال و جواب هست . 
    اگر فرصتی بود حتما در خدمتم

    سلام اول ازهمه بابت طولانی بودن مطلبم عذر میخوام .حدود 12 سال پیش همسرم به خواستگاری بنده امدند و در جلسه ای که باهم صحبت میکردیم بنده چند شرط برای ازدواج مطرح کردم که ایشون همه اونها رو پذیرفتن اول اینکه از من نخوان تو مجالسی که موسیقی و... هست باشم حتی اگر عروسی نزدیکترین کسشون باشه .که الحمدلله این مورد تا به حال پیش نیامده .دوم اینکه چون تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم وجویای کار از ایشون خواستم مانع اشتغال من نباشند که البته تا به حال به زبان اعلام نارضایتی نکردن اما اوایل ازدواج که مشغول به کار بودم البته در محیطی که هیچ نامحرمی در اون نبود به هر نحوی سعی کردن تا من خسته بشم و کارم رو رها کنم که بالاخره موفق شدند مثلا یک باره وقتی خانه می امدم با چند خانواده از اقواممان مواجه می شدم که مهمان ما بودند بدون اینکه اطلاعی داشته باشم ویا همکارانشان و... طی این مدت چند بار مشغول به کار شدم که هر بارباهمین مسئله مواجه شدم و بعد از ترک کار و یا فعالیت اجتماعی بدون در امدی که داشتم دیگه تکرار نشده البته هنوز نه من به زبان اوردم نه ایشون ضمن اینکه اصلا اهل صحبت کردن نیستن و معمولا نمی تونیم مسائلمون رو با صحبت حل کنیم اما این مسئله خیلی هم ازار دهنده نیست هرچند درامد همسرم انقدر بالا نیست که همه خواسته هامون رو تامین کنه اما برای من این مسئله قابل تحمله و ازش گذشتم و دیگه حتی به کار و درامد فکر هم نمی کنم و راضیم.اما موردی که خیلی ازارم میده اینه که من شرط سومی هم داشتم و اون ادامه تحصیل بود که ایشون بعد ازدواج شدیدا بااون مخالفت میکنند حتی با وجود اینکه یک ترم در یک دانشگاه قبل ازدواج در حال تحصیل بودم اجازه ادامه ندادن و با بهانه های مختلف و جنگ اعصابی که راه انداختن من رو از رفتن منع کردن مثلا روزی که من کلاس داشتم همراه مادرشون به منزل پدرم می امدند تا نتونم سر کلاس برم .ایشون خیلی مذهبی و مقید و مومن هستن حتی میتونم بگم تا به حال نماز اول وقتشون به تاخیر نیفتاده همه کارهاشون با وقت نماز هاشون برنامه ریزی میشه وهیچ چیز نمی تونه ایشون رو از خوندن نماز اول وقت منع کنه اینها رو گفتم تا بدونید خیلی نکات مثبت بزرگی دارند که به خاطر همه اینها گذشتن از خواسته هام برام راحته پدر مهربانی هم برای بچه ها هستن حتی بیشتر از من حوصله و وقت برای بچه ها میگذارن هر چند همه خطاهای بچه ها رو هم به پای من مینویسن و به خاطر اون منو بازخواست میکنن
    یه مدتی اوایل ازدواج که هنوز بچه نداشتیم اصرار داشتم ادامه تحصیل بدم که موافقت نکردن تا اینکه فرزند اولم به دنیا امد بعد از دو سال همراه پسرم تو یک مهد مودک مشغول به کار شدم چون هم خودم تو خونه احساس افسردگی میکردم هم پسرم تو خونه بی قراری میکرد ومعمولا بدون همسرم هم نباید مهمانی بریم تقریبا دوسال مربی مهد بودم و تمام این مدت هرروز باید جوابگوی تشرها وناراحتیهای همسرم میبودم اما بازی پسرم رو تو مهد با بچه ها که میدیدم حاضر به تحمل همه اونها میشدم حتی صبح ها از ترس اینکه شروع به غرزدن نکنه بهش سلام هم نمی دادم و حتی به صورتش نگاه نمیکردم تا فرصت برای حرف زدن پیش نیاد تمام تلاشم رو کردم تا هیچ نقصی تو امور خانه مشاهده نکنه تمام مهمانیهای همسرم رو به بهترین صورت برگزار می کردم و جواب هیچ کدوم از بهانه ها شو هم نمی دادم تا دعوا و دلخوری پیش نیاد با تمام اینها هیچ چیز نتونست از بهانه گیری های ایشون کم بکنه تا اینکه برای بار دوم باردار شدم و باز به خواست خودم طبق قولی که در دوره مجردی به خودم داده بودم که به خاطر بچه هام کار رو کنار بگذارم خانه نشین شدم اگر بهانه های همسرم که دیگه تبدیل به یک عادت شده براش نباشه زندگی خوبی با بچه ها در خانه داریم .
    حالا بچه های من هردو بزرگ شدن و به مدرسه میرن جالبه صبحها در خانه تنها هستم به کلاسهای مترجمی قران میرم و یک روز در هفته هم برای کمک مادرم به خونه اونها سر میزنم  اما بهانه ها تمام نشده اگر خانه بمانم دیوانه میشم یک دوره افسردگی و استرس شدید رو تجربه کردم یک سال دارو مصرف کردم و همین کلاسهای قران به دادم رسید و از خوردن دارو خلاص شدم .حالا دوست دارم وارد حوزه بشم و ادامه تحصیل بدم و دوساله که همسرم زمان ثبت نام قهر میکنه دعوا راه میندازه و من هم عقب نشینی میکنم البته فکر نکنید دعوا میکنم یا جاروجنجال میکنم نه فقط یک بار میگم زمان ثبت نام حوزه است برم ثبت نام کنم ؟
    اینم بگم برای کلاسهای قران هم همین کار رو کردن ولی بعد یک سال یک روز رفتم ثبت نام کردم ویک جلسه هم شرکت کردم وقتی به ایشون گفتم خندیدند و گفتن بالاخره کار خودت رو کردی و همه چیز تمام شد حالا گاهی بهم میگن تو که به ارزوت رسیدی شدی میرزا بنویس و....ولی مخالفت جدی نمیکنند
    حالا موندم برای حوزه هم اقدام کنم یا اینکه برای همیشه این رو هم کنار بگذارم .اگر امسال اقدام نکنم از سال بعد دوره های روزانه نمی تونم باشم .
    حالا از شما میخوام به من بگید برای اینکه زندگی ارومی داشته باشم و به اموری که دوستشون دارم هم برسم باید چکار کنم این رو هم بگم همسرم مرد بددلی هستن و خیلی شکاکن مثلا اگر بفهمن روزی سر کلاسی بودم که استادش مرد بوده به هم میریزن حتی وقتی از مدرسه بچه ها کلاس یا جلسه ای باشه نه خودشون میرن نه تمایل دارن که من برم .جالبتر اینکه به خاطر اینکه من حرفی از درس خوندن نزنم بارها گفتن اینرو که خودمم ادامه نمیدم تا تو نگی چرا خودت درس میخونی؟
    ببخشید که خیلی طولانی شد امیدوارم راهنماییم کنید تا اروم بشم.
    پاسخ:
    سلام علیکم / پیشا پیش ولادت  بی بی زینب سلام الله علیها رو تبریک میگم/

    میخواید به رشد و کمال برسید ؟!  میخواید به خدا نزدیک تر بشید ؟
    راهش عمل منطقی و مرحله به مرحله به دستوراتش است :

    خدا از شما دو کار مهم تو این عالم خواسته که اگر تمام هم غم و تلاشتون رو برای بهتر و قشنگتر ارائه دادنش بکنید برنده ترید .
    1) خوب شوهر داری کردن 2) خوب بچه آوردن و بچه تربیت کردن
     واسه اینا هم هیچ وقت احتیاج به تحصیل تخصصی علوم دینی ندارید. چرا واجبه بهتون تمام  حلال و حرام هایی که باهاش سرو کار دارید رو یاد بگیرید که از طرق مختلفی خدارو شکر ممکنه ضمن پیگیر بودن مطالب اموزنده , سخنرانی ها , کتاب خوندن و ...
    هر چیزی با این دو وظیفه شما در تضاد باشه  شما رو از خدا دور تر میکنه .. حالا میخواد اصلا حوزه رفتن یا مجلس روضه رفتن باشه... بله رضایت رو کسب بکنید واسه کارهایی که میدونید خیلی سر سخت نیستن روش ..
    شما که خدارو شکر همسرتون مذهبی و اهل نماز اول وقته.. اونیی رو هم که رها کردید برا زندگیتون  خیلی چیز های با ارزشی در عالم حقیقت نبوده .. بهتر که رها کردید!
    نگید شکاکن ... بگید غیرت دارن .. حمیت دارن . واسشون مهم هستید ... /
    لازم نیست  حوزه برید ...  انقدر نرم افزار ها و سی دی های تصویری و صوتی اموزشی و منبر های  عالی ضیط شده و کتب هست که شما مستغنی هستید ...
    قدر زندگی خوبتونو بچه هاتونو بدونید ... شوهرتونو بیشتر دوست داشته باشید و حتی یه همین اخلاق هاشم افتخار کنید ... اینا بد نیست ... اینا نشونه ی خانواده دوستی و مهم بودن کانون خانواده هست واسه ایشون /
    دعا بفرمایید
    بازم امری بود در خدمتم
    یا علی مدد
  • مینا مسعودیان
  • ببخشید من همسرم از لحاظ اعتقادی نرمال هستن ولی علاقه ی زیادی به رقصیدن تو جمع دارن؛ چیکار کنم که ترک کنن؟
    پاسخ:
    سلام

    زن و شوهر ها در این مسائل خوب میتونن با هم توافقاتی داشته باشند ... معمولا مرد اگر ریشه های مذهبی ای داشته باشد و بداند کار اشتباهش موجب رنجش همسرش خصوصا در جمع می شود سعی در ترک آن میکند /

    صحبت کنید با ایشون که هم من ناراحت هستم از این موضوع و هم اینکه این کار حرامه ...   رساله بهشون نشون بدید.

    در آخر هم تا جایی که میدونید موجب نزاع نمیشه تذکر لسانی تونو ادامه بدید و اگر دیدی خیلی اصرار دارند شما سعی کنید حین عمل در صحنه حاضر نباشید و به نشان ناراحتی در اون لحظه حاضر نباشید اما این باعث کشمکشتون نشه ...
    دعا کنید ..
    یا علی
    سلام حاج آقا ببخشین وقتی از همه کس و همه چیز خسته ای،وقتی درمانده ای،وقتی دلت از زمین و زمان گرفته،وقتی احساس میکنی تو این دنیا خیلی تنهایی، حتی خواهر و برادرت هم به فکر خودشونن و حس میکنه همه چیز ظاهرسازی هست...باید چیکار کرد که دل رو آروم کرد،باید چیکار کرد که از شر بغضی که تو گلوم هست راحت بشم.باید چکار کرد که اروم شد،تا کی باید توسل کرد؟؟؟؟
    دعام کنید حاج آقا
    پاسخ:
    سلام

    توسل بدون ملزوماتش فایده نداره / توسل باید توام با تکیه باشه با اعتماد ...

    باید بشینید دودوتا چهارتا کنید ببینید کجای این دنیایید!   چیکار دارید تو این عالم ؟
    وقتی جایگاه خودتونو تو این هستی درست متوجه بشید دیگه مشکلات و سختی ها و ناملایمتی های دهر اذیتتون نمیکنه.
    لَقَد خَلَقنَا الإِنسان‌َ فِی‌ کَبَدٍ / آیه ی 4 سوره ی مبارکه ی بلد هست/  یعنی ما انسان رو آمیخته و و عجین با سختی آفریدیم..

    زندگی خوشی هاشم سخته ... مهم اینه که بتونی سختی هارو واسه خودت شیرین کنی.

    عقیده ی ما این شعر حضرت حافظه »

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم            که در طریقت ما کافریست رنجیدن

    الا بذکر الله تطمئن القلوب . راه آرامش با خدا و یاد او بودنه .
    قدم اولش رعایت کلی و و پیگیرانه و علاقه مندانه ی احکام هست . همین نماز اول وقت خوندن و دیگر واجبات و ترک محرمات
    بعد باید شروع کنید یک دوره جهان بینی صحیح  بخونید . طولی نمیکشه !

    یه نکته : اگر میخواید راحت زندگی کنید  از هیچ کس توقع نداشته باشید... اونوقت خیلی از این مشکلاتتون هم حل میشه /

    عاقبت بخیر باشید . یا علی

  • سید امیر
  • سلام حاج آقا پسر 17-18 ساله ای هستم. متاسفانه بادختر نامحرمی از راه تلفن و فضای مجازی شبکه اجتماعی لاین در ارتباط بودم البته قصدمان فقط برادری و خواهری بود و من خواهر واقعی ندارم. این ارتباط ادامه داشت تا جایی ک پدر موضوع را فهمید و دیگر من هم رابطه را قطع کردم اما خاطراتش از ذهنم نمیرود و اذیتم میکند چه کنم در ضمن به تازگی خبر دار شدم که ازدواج کرده و سرو سامان گرفته اما من....
    پاسخ:
    سلام سید جان / خدا حافظ و یارت باشه ...
    شبکه های اجتماعی تلفن همراه از بدترین و خطرناک ترین فضاهای امروز هست. داداشم حیف وقتت نکرده اصلا ؟   بودن در این شبکه ها 1% مفیده و فایده دایره و 99% نامفیده .. یعنی یا چیزایی رو میبینی که نباید ببینی ! یا چیزایی رو میشنوی که نباید بشنوی یا واست فایده ای نداره و عمر تلف کنیست
    ارتباط با نامحرم هم که بسیار بدون محدودیت و بی کنترل. شهوت و شیطان هم که بیکار نیستند و دشمن قسم خورده ی ما هستند .
    خدارو شکر کن خدا دوست داشته و شما جداشدید و اون ازدواج کرد و الا معلوم نبود چه اتفاقاتی می افتاد
    اونجا غالبا دنبال وقت پر کردن و امیال نفسانیشونن... دختری که به درد ازدواج با شما بخوره هیچ وقت با لاین و وایبر ارتباط برقرار نمیکنه و با نامحرمی هم صحبت بشه..
    این نرم افزار هارو از رو گوشیت پاک کن انشاالله خدا یک کنیز بی بی فاطمه زهرا روزیت میکنه و زندگی خوبی باهم خواهید داشت .. ان شاء الله تعالی..
    یا علی مدد علیه السلام
    با عرض سلام و خسته نباشید ، من در رشته ای تحصیل کرده ام که پس از اتمام چهار سال دوره کارشناسی دوسال را موظف هستم در بیمارستانی در شهر محل سکونتم خدمت کنم که البته بابت این کار کردن حقوق هم دریافت می کنم . لازم به ذکر است که در شهر ما بیمارستانی مختص بانوان نداریم و مجبورم در محیطی کار کنم که نامحرم چه همکار و چه بیمار حضور دارند و حق استفاده از چادر را هم بالطبع ندارم .مساله مهم مخالفت همسرم با کار بنده است و ایشان مرا تشویق می کنند که وقتم را در این مدت برای حفظ قران و رفتن به حوزه علمیه بگذارم و البته خودم به تحصیل در علوم دینی بسیار علاقه مندم از طرفی بدون گذراندن دوره طرح احساس می کنم همه زحماتم در تحصیل در این رشته بیهوده و بی فایده بوده است و شاید حتی مدرک لیسانسم رو هم به من ارائه ندهند ( البته من الان فارغ التحصیل شده ام ) اما از طرف دیگر رضایت همسرم برایم ( که فرد بسیار متدینی  هستند ) مهم است واقعا نمیدانم کار درست و خدا پسندانه کدام هستش و باید چکار کنم ؟ممنون میشم اگر راهنمایی کنید . باتشکر .
    پاسخ:
    سلام علیکم خدا قوت.

    بله رشته های پرستاری و پزشکی واسه قطعی شدن مدرک و ادامه خیلی فعالیت هاشون باید این دوره را بگذرونند
    اما ما زحمت میکشیم تا عاقبت دنیا و اخرتمون رو به سعادت برسونیم و برای خانم ها خوشبختی و عوقبت بخیری شون در گرو رضایت و انجام مطالبات همسرشون هست ... بماند که اگر ایشون شرعا هم شما رو نهی از رفتن به این دوره بکنند شما اجازه ندارید ! و بیرون رفتنون برای این کار موجب ناراحتی خداست و به مصلحتتون نیست ... مگر اینکه گذروندن این دوره را با توضیح شرایطش در زمان عقد شرط می کرده بودید  که در اون صورت هم باز توصیه می شد سعیتون کسب رضایت و خوشنودی همسرتون باشه.
    البته راه های دیگه ای شاید بشه پیدا کرد ... مثل رایزنی کردن ها و صحبت ها یی که از شما در قسمت های مختلط استفاده نکنند ..
    یا در صورت امکان و راضی بودن همسرتون دوسال به شهری برید که بیمارستان مختص بانوان داشته باشد . خاله من اینکارو کردند..
    میتونیدم فوق لیسانس یک رشته تربیت مربی قرآن یا ... شرکت کنید 
    یاعلی 

    سلام و درود خدمت طلبه خدا....

    امیدوارم در پناه حق تعالی باشید...

    زود میرم سر اصل مطلب.

    حاج آقا ما مادری داریم ...مادره دیگه نه ماه مارو تحمل کرده بعد 2 سال از وجودش خودش به ما بخشیده ...لطف کرده دست بوسشم هستیم...اما واما ..از اون وقتی که بنده پا در وادی نوجوانی  و جوانی گذاشتم و عقلم اومد سر جاش  از چاله های رفتاری مادر مطلع شدم...

    متاسفانه اخلاق ناپسند گفتار ناپسندچیزییه که بسیار آزار دهنده هستند ...هم برای من و هم برای پدر بزرگوارم که ماشاءالله کوه صبر هستند....

    برادر کوچک تری هم دارم که متاسفانه مادر به خاطر افکاری که از دوران منزل پدر بودن داره یه جورایی اهمیت فرااوانی به ایشون میده (جاهلیت یا به قول خودم پسر پرستی نعوذبالله)...هعی...

    خلاصه که گاهی شرایطی به وجود میاد بحثی میشه اختلاف نظری میشه متاسفانه ایشون از تحقیر گرفته تا سوظن نسبت به همه ،جو رو ناآروم و متشنج میکنه ...

    همین پنج شنبه هفته پیش برای اولین بار نزدیک به 6 ساعت شاهد کتک کاری پدر و مادر بودیم....هعی....

    توی 18 سال عمری که از خدا گرفتم هیچ وقت پدرم رو اینطور ندیده بودم ایشون واقعا صبورن که سر مساله ای جوش اوردن و عنان از کف دادن....(با اینکه پدر هم تحصیل کرده و مومن هستند و مادر مبلغ چی بگم که وای به روزی که بگندد نمک)

    حالا وظیفه ی من چی هست نسبت به اینکه هم دلم میخواد احترام مادر رو حفظ کنم و هم نمی تونم بشینم که بی احترامی کنن نسبت به من و پدر  یا سوظن داشته باشند اذیت کنن تهمت بزنن...

    گاهی وقتا دلم میخواد هرچه سریع تر طلاق بگیرند و راحت بشیم اما متاسفانه به آینده خودم که نگاه میکنم و می بینم یک دختر که مادرش مطلقه باشه تو چشم مردم جایی نداره...

    ببخشید پر حرفی کردم حلال کنید ....لطفا راهنمایی کنید...

    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام . خدا شما رو واسه خونواده و عزیزانتون حفظ کنه .

    وظیفه تون !    خیلی واضحه دیگه : 

    تا میتونید به مادرتون محبت کنید  ، بی حد و اندازه اطاعت داشته باشید ازشون (مگر انجام فعل حرام)... نه به ظاهر بلکه قلبا با تمام این تفاسیر دوستشون داشته باشید .

    از خدا واسشون آرامش بخواید . سر نماز هاتون براشون رحمت و خیر و نیکی آرزو کنید. تا میشه جلوشون موءدب و با کمال تواضع رفتار کنید
    اصلا بزارید بفهمن یک اتفاقی افتاده که شما رفتارتون باهشون تغییر کرده ... گفتند چی شده بگید تازه فهمیدم امام هامون توصیه کردند  که خیلی دوستون داشته باشم..
    اینطوری محبتشون به شما بیشتر میشه و باعث تعادل بیشتر محبت مادر بین اولادش شدید.

    در روایتی حضرت امام صادق (علیه السلام) در جواب این سؤال که کدام اعمال برترند؟ می فرمایند: "نماز اول وقت، نیکی به والدین و جهاد". آوردن نیکی به پدر و مادر بعد از نماز اول وقت و قبل از جهاد نشان از اهمیت آن نزد ائمه دارد در روایتی دیگری هم آقا میفرمایند که نیکی به پدر و مادر را چه صالح باشند و چه بد کار، از جمله مواردی شمرده اند که هیچ کس نمی تواند بهانه ای در آنها بیاورد.

    شاید پرندگان تیز پروازی را دیده باشید که با تمام چالاکی خویش دیگر قصد گریز ندارند . لذا در برابر فرد مقابل خویش دو بال خود را می گسترند و بر زمین می کشند تا بدین طریق تسلیم بودن خویش را به او نشان دهند . خداوند متعال در آیه 24 سوره مبارکه اسراء دقیقا همین را به ما می آموزد که بال و پر خویش را خاضعانه در برابر پدر و مادر خود بگشائیم و در مقابل آنان مهربانانه تواضع کنیم  لذا واقعا باید سعی کنیم تا مهر و محبت خویش را به آنان ابراز نمائیم و به این وسیله هر آنچه می توانیم در محافظت و حمایت از آنان و ابراز مهر و عاطفه در مقابلشان بکوشیم .

    دعا کنید زندگی  بابا و مادرتون هر روز خوش تر از قبل باشه و مطماءن باشید که شما میتونید در این زمینه کمکشون کنید با مهربونی های بی کرانتون ...
    یا علی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام حاج آقا، خدا خیرتون بده! وبلاگتون به شدت به دل میشینه! و ممنونم که وقتتون رو میذارین برای بازدیدکننده هاتون!

    حاج آقا حقیقتا به مشکل بزرگی خوردم! من الان سال سوم دبیرستان هستم. توی زندگیم خیلی احساس پوچی میکنم. خیلی دوست دارم که همه ی کارهام به نیت خدا باشه. برای امامم باشه. یه جوری مومن گونه زندگی کنم. فقط برای خدا زندگی کنم. اما همش تالاپ میخورم زمین! نمیتونم بفهمم که الان وظیفه م چیه دقیقا و بفهمم هم نمیتونم درست عمل کنم. همش احساس میکنم از خدا دورم اما نمیدونم چجوری باید بهش نزدیک شم. میدونم که به جای یار، بار بزرگی شدم برای امامم. اما نمیدونم چطوری باید عمل کنم. از کجا شروع کنم. اصلا قاطی کردم که هدفم چیه حتا! بعضی وقت ها حس میکنم که مثلا فیزیک خوندنم کار بیهوده ایه! و نمیدونم چجوری مثلا همین درس خوندن رو تبدیل کنم به کاری که در راه خدا باشه. خلاصه اینکه احساس میکنم اصلا آدم مفیدی نیستم و توی راهی که باید حرکت نمیکنم.
    اگر شما راه حلی جلوی پام بذارین خیلی خیلی ممنونتون میشم! بسیار ممنونم ازتون!
    خدا قوت!
    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و رحمت خدا بر شما/  ممنونم انجام وظیفه ی طلبگی مونه ... به امید رضایت امام زمان /

    ببینید خدا خیلی مهربونه . همیشه همه جا با ما هست هوای مارو داره کلی نعمت در اختیارمون گذاشته تنها چیزی هم که از ما خواسته اینه که کارایی کنیم که خوشبخت ترمون میکنه و خودمونو به درد سر نندازیم.

    احساس پوچی دیگه اینجا معنی نداره . دوتا کار لازمه انسان انجام بده تا زندگیش برنامه داشته باشه و پوچ نباشه...
    1) انجام واجبات ترک محرمات
    2) خواندن نماز ... نماز اول وقت /

    از نماز اول وقت شروع کنید که معجزه ست ! نمیزاره هیچ جا بخورید زمین.
    با این دو کار به نهایت قرب خدا میرسید ... هیچ چیز هم بالا تر از این نیست .

    از همین امروز شروع کنید یک دوره احکام مطالعه کنید رساله یا کتاب های احکام جوانان ...کنار اون هم کتاب مفاتیح الحیات رو بخونید.

    تمام خواست خدا از شما همینه که راه راست برید و خوشبخت بشید ... اگر گفته نماز بخون واسه خودمونه وگرنه اون که احتیاجی به نمازما نداره . چون ما با نماز ارامش میگیریم و به خدا که وجود تمام خوبی ها و قشنگی هاست متصل میشیم.
    یا علی مدد
  • بانو طلبه
  • سلام علیکم .ممنون از پاسخ به موقع تون.ما کرجیم حاج آقا ولی به خاطر کسب علم ان شاالله قم میریم همون موسسه ای که فرمودین.دوست قمی هم نداریم متاسفانه.ممنون از کمکتون.خدا حفظتون کنه.
    پاسخ:
    و علیکم السلام .
    انجام وظیفه بود.   بله خیلی خوبه .. به شمل نسبتا نزدیکه  میتونید راحت برید
    یاعلی مدد
  • بانو طلبه
  • باسلام خدمت شما طلبه ی گرامی.حاج آقا بدون مقدمه اصل مطلب رو با اجازتون ذکر میکنم.من چهار ماهه ازدواج کردم الحمدلله همسرم طلبه ی پایه ی نه هستن.ازتون راهنمایی میخوام.ایشون طلبن ولی خیلی نسبت به مسایل درسیشون تسلط ندارن .من میخوام همسرم فن بیانش،نحوه ی برخوردش،تبلیغ کردنش،اطلاعات مذهبیش عالی باشه ولی ایشون متوسطن...چیکارکنم که ایشون و خودم پیشرفت کنیم؟چی و چگونه مطالعه کنیم؟دوست ندارم حالا که دوتامون طلبه ایم سربار آقامون باشیم.....خیلی مایلم آقا بهمون افتخار کنه....چه طور اطلاعات خودمو همسرمو ببرم بالا...البته من پایه ی یک هستم...ولی پیشرفت همسرمو آرزو دارم....ممنومنم ازتون
    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام بر شما

    اگر قم هستید موسسه امیر بیان رو حتما بهتون پینهاد میکنم
    اگر نیستید قم  یک دوره تابستونی از این موسسه رو حتما برید

    دوره کتب مرحوم علامه حسینی طهرانی بهترین منبع برای تسلط به اموریست که شما مد نظر دارید

    پک اموزه رو هم تهیه کنید + نرم افزار ها و اطلاعاتی که  خصوصا دست بچه های قم هست
    کلا یک رفیق قمی پیدا کنید کارتون حله  با یک هارد اکسترنال برید دست پر بر میگردید ..البته اگر مشهد بودید من خودم ساپورتتون میکردم 


    سلام. خیلی ممنونم از پاسخ شما.
    از شما خواهشمندم لطف کنید منابعی را برای مطالعه معرفی کنید . باتشکر

    پاسخ:
    سلام علیکم ، خواهش میکنم انجام وظیفه بود.
    اول برای راه افتادن کتاب اصول عقاید اقای قرائتی
    اما بعد حتما حتما .... کتب دوره علوم معارف اسلامی از علامه سیدمحمدحسین.  حسینی طهرانی را مطالعه کنید زندگیتون عوض میشه.
    یک پیشنهاد خوب دیگه:  سی جلسه سخنرانی استاد پناهیان به نام تنها مسیر . از سایت عصربیان معنوی رو دانلود کنید
    ادرسش تو وبلاگ اصلیم موجوده.
    یاعلی

    بزرگواری که سوالی داشتید

    نظر خصوصی بود . لطفا گزینه ی خصوصی را استفاده نفرمایید.

     

    پاسخ شما داده شد :

     

     

    پاسخ:

     

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض سلام و ادب دارم خدمت شما .


    من واقعا به شما تبریک میگم که تواین وانفساه دنیایی چنین دغدغه ای دارید و ذهن مشغولی زندگیتون اینه که به فرموده مولانا علی بن ابی طالب ... بفهمید »   از کجا اومدید .. برای چی هستید و اخر قراره کجا برید.

    رسیدن به سعادت در گرو رسیدن به جواب و فهم کامل این سه سوال است


    قطعا خدا شما رو دوست داشته که هنوز هم هر از گاهی این نا آرامی را به جانتام می اندازد

    یادتون باشه ... عرفای بزرگ ما میفرمایند : سالک راه خدا تا رسیدن به وصل و لقاء الله مدام در غم است و گرچه در ظاهرش شادمان و بشاش است ولی در درون از این عدم وصل ناراحت و هجران زده است
    لذا این غمی که از دست نیافتن به وصل الهیست پسندیده و خوب است
    همین غم باعث رشد و رسیدن به خدا می شود .

    اما موضوعی که حتما باید رعایت فرمایید :
    یک دوره اصول عقاید اسلامی را حتما باید دور کنید
    یعنی همان اصول پنج گانه : توحید عدل نبوت امامت معاد ...
    درست بفهمید توحید یعنی چی

    بفهمید  لا حول ولا قوه الا با الله العلی العظیم      یعنی چی ..
    بفهمید در این عالم چیزی جز قدرت و اراده ی خدا وجود ندارد . هر چی هست  از اوست و...


    ویادتون باشه شما در این دنیا برای امر بزرگی مامور شدید که نباید اهداف میانی شما را از اون هدف  و امر اصلی باز دارد ... شما برای جاودانگی در خیر و عاقبت بخیری و سعادتمندی دنیا و اخرت افریده شدید /
    معنی درست سعادت را باید بفهمید که یعنی خوش باشید ... حتی زمانی که همه چیز بر خلاف عادت و روال طبیعیست ...

    بفهمید غم فقط یک جاست ان هم جایی که با خدا نباشم و غیر آن همه شادیست .. در همه حال

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم    که در طریقت ما کافریست رنجیدن


    ان شا الله واستون مفید بوده باشه
    باز هم در خدمتم
    یا علی مدد.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی